سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
la politique
» Today hit:0 » Yesterday hit:29 » All hit:25728
  • la politique
    » About Us
    la politique
    Abolfazl sedghi[242]
    ابوالفضل صدقی کارشناس ارشد روابط بین الملل ،دانشجوی دکتری ،نویسنده وپژوهشگر در زمینه روابط بین الملل ومترجم زبان فرانسه
    » My logo
    la politique

    » Day Links » Notes Subjects » My Archives
       1   2      >

    »» رابرت رایت »» date:1/11/90 «» 10:13 ع

    چرا سیاست «براندازی» در ایران به «نتیجه مطلوب» نخواهد رسید


    رابرت رایت» نویسنده آمریکایی و از سردبیران وب‌سایت تحلیلی «آتلانتیک» می‌نویسد یکی از موضوعاتی که در کارزار انتخاباتی نامزدهای حزب جمهوری‌خواه به شدت بر آن تاکید می‌شود و حتی از خود این نامزدان شهرت بیشتری پیدا کرده، سیاست «تغییر رژیم» ایران است. «میت رامنی» و «ریک سنتورم» مدافع این سیاست‌اند و «نوت گینگریچ» حتی برای اجرای آن طرحی را پیشنهاد کرده عبارت از: «قطع صادرات بنزین به ایران و خرابکاری در تنها پالایشگاه نفت آن کشور


    «رابرت رایت» می‌نویسد که به نظر می‌رسد آقایان حداقل تا این حد دچار توهم نیستند که با چند روز بمباران سنگین می‌توان تکلیف ایران را یکسره کرد. اما نکته در این است که چرا از تجربه هشت سال جنگ آمریکا در عراق درس نگرفته‌اند. مگر غیر از این است که در فردای تغییر رژیم در عراق حاکمان جدید بغداد از آمریکا خواستند که «گور خود را گم کند» و از آن طرف هم روابط دوستانه‌ای با کشور خصم آمریکا (یعنی ایران) برقرار کردند


    شاید طرفداران «براندازی» در ایران مدعی‌اند که این‌بار اوضاع متفاوت خواهد بود چون بخشی  از شاید همان مخالفان حکومت که به جنبش سبز پیوسته بودند، منتظرند که در صورت دخالت خارجی و لرزش پایه‌های حکومت اسلامی به سرعت وارد عمل شده و رژیم را سرنگون کنند


    «رابرت رایت» در ادامه تحلیل خود با یادآوری شماری از رویدادهای چند سال اخیر نتیجه‌گیری می‌کند که سیاست «تغییر رژیم» در چارچوب چنین سناریویی عملی نخواهد بود.


    در سال 2009 ایران موافقت کرد که در ازای دریافت سوخت هسته‌ای برای راکتور تحقیقاتی تهران بخش عمده‌ای از اورانیوم غنی‌شده خود را زیر نظارت جامعه بین‌المللی به خارج از کشور منتقل کند. هر چند این توافق از سوی جامعه بین‌المللی پذیرفته نشد ولی در همان روزها شاهد بودیم که محمود احمدی‌نژاد از آن به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد کرد در حالیکه جناح‌های دیگر حکومتی با آن مخالفت کرده و در نهایت ایران موضع خود را تغییر داد


    در آن زمان میرحسین موسوی نیز با این توافق مخالفت کرد. براساس نظرسنجی که در همان سال انجام شد و در شرایطی که سازمان ملل قطعنامه دیگری را علیه ایران تصویب کرده بود، 78 درصد از طرفداران میرحسین موسوی گفتند «ایران تحت هیچ شرایطی نباید از حق خود برای فعالیت‌های هسته‌ای صرف‌نظر کند


    البته این بخش از مردم ایران طرفدار تولید جنگ‌افزار هسته‌ای نیستند ولی موضع آنها نشان می‌دهد که اکثریت جامعه ایران غنی‌سازی اورانیوم را به عنوان بخشی از برنامه‌های غیرنظامی برای تولید انرژی یک خواست و حق ملی می‌داند


    «رابرت رایت» در ادامه تحلیل خود در وب‌سایت «آتلانتیک» خاطرنشان می‌کند که با در نظر گرفتن این مسئله حتی اگر درصورت موفقیت سناریوی «تغییر رژیم» یک حکومت به اصطلاح دمکراتیک در ایران روی کار بیاید بعید است که غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند


    علاوه بر این باید در نظر داشت که حکومت ایران هنوز از حمایت بخشی از مردم این کشور برخوردار است و حتی اگر رژیم کنونی سرنگون شود هیچ تضمینی وجود ندارد که مخالفان آن در یک رأی‌گیری صحیح و عادلانه اکثریت لازم را به دست آورند. و نکته دیگر این است که چگونه می‌توان انجام یک انتخابات درست و برمبنای موازین دمکراتیک را در ایران تضمین کرد


    حتی اگر تصور کنیم که تشدید تحریم‌ها بتواند حکومت  ایران را فلج کند، برخلاف وعده‌های طرفداران جنگ، شرایطی که به وجود خواهد آمد مناسبت‌ترین حالت برای گذار به دمکراسی نخواهد بود. شکی نیست که  حکومت ایران و طرفدارانش با هر وسیله‌ای خواهند کوشید به بقا خود ادامه دهند و این موجب گسترش خشونت و حتی وقوع جنگ داخلی خواهد شد که در آن بسیاری کشته خواهند شد


    «رابرت رایت» در پایان تحلیل خود یادآوری می‌کند که در نمونه عراق حتی با وجود حضور بیش از 100 هزار نیروی نظامی آمریکا، روند انتقال به دمکراسی به نتیجه‌ای که طراحان این جنگ وعده داده بودند نرسید. به باور رایت، به جای دخالت نظامی و یا اعمال فشارهای دیگر برای «تغییر رژیم» باید اجازه داد که روند تحولات درونی و طبیعی این کشورها مسیر خود را طی کند، مانند آنچه که طی یک سال گذشته در قالب «بهار عربی» شاهد آن بوده‌ایم



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» آزادی بیان »» date:28/10/90 «» 11:24 ع

     


     آزادی بیان، مقید به منطق و اخلاق


    به دنبال انتشار مقاله جناب آقای علایی و برنامه تلویزیونی  آقای دکتر افروغ واکنش های متفاوتی در بین نخبگان ومردم ایجاد شد گروهی انتقاد از رهبری ونظارت بر ایشان را پیش کشیدند که جامعه آزاد دمکرات واسلامی حق دارد رهبر خویش را حتی آگر امام معصوم باشد به سوال بکشد آقای دکتر افروغ از قول حضرت امام (ره)در صحیفه نور جلد پنج صفحه 409 نقل به مضمون کردند وفرمودند اگر احدی از احاد جامعه بخواهد رهبر را استیضاح کند حق دارد و رهبر باید پاسخ بگوید واگر پاسخی نداشت خود به خود معزول است.در این زمینه لازم است به سهم خویش چند مطلب را بیان دارم


    اول -اینجانب آزادی بیان را بدون حب و بغض های سیاسی حق ملت فهیم ایران میدانم هر چند که درجایگاه پرسش از مقام معظم رهبری باشد وحضرت آقا خود نیز آن را تشویق نموده ا ند. دوستداران ولایت از یک طرف باید به سوالات وشبهاتی که مربوط به مقام معظم رهبری است پاسخ گویند(همانند پاسخ وبلاگ امیری حسین    به پنجاه شبهه ودروغ تاریخی مستند بی بی سی فارسی با عنوان خاک پاشی بر آفتاب)و از طرف دیگر نمایندگان خبرگان ملت با نظارت بر نهاد رهبری ونهاد های تحت الامر ایشان معظم له را در اداره بهتر کشور یاری رسانند.ویا اینکه نمایندگان مجلس همانطور که حضرت آقا خود فرمودند حق دارند از تمامی مراکز زیر نظر ایشان تحقیق وتفحص به عمل آورند


    دوم -به نظر میرسد تهمت و بی انصافی همانند مقاله آقای اعلایی متفاوت از سخنان ونقد منصفانه آقای دکتر افروغ میباشد یکی به دنبال اهداف سیاسی، ،سیاه نمایی وتهمت است ولی دیگری آزادی بیان مقید به منطق واخلاق را دنبال میکند


    سوم-گروهی جوری سخن می گویند که انگار احدی در این کشور حق سخن گفتن ونفس کشیدن راندارد در حالی که هر روز در تاکسی ،اتوبوس،مترو ،دانشگاه ها،ادارات افرادی را می بینم که به راحتی سخن گفته وهر چه را که بخواهند وبه هر که بخواهند میگویند و آشکار ترین دروغ ها را به زبان میاورند ولی کسی متعرض آنها نمیشود نمونه بارز این آزادی مقاله سردار اعلایی است که در روزنامه زیر نظر مقام معظم رهبری به بالاترین مقام این کشور نه نقد بلکه تهمت میزند ولی صاف صاف راه میرود ودر دانشگاه های همین کشور به تدریس خود ادامه میدهد و...


    چهارم-هر چند مقاله جناب آقای علایی به جای نقد منصفانه حاوی دروغ وتهمت های فراوان است که دل هر عاشق رهبری عزیز  را به درد میآوردولی این مجوزی برای گروه اندکی نمیباشد که با هدایت افراد نا معلوم وشاید دشمن به اسم حمایت از ولایت به درب خانه ایشان رفته وبرای اهل منزل استرس ایجاد کرده ودر و دیوار خانه اقای اعلایی  را پر از شعار نمایند بدون شک این حرکات دفاع جانانه از ولایت را ضعیف کرده واصل مطلب گم میشود همچنان که فتنه بزرگ سال 88 را خواستند در ماجرای کهریزک گم نمایند و مسایل فرعی را اصلی کنند ولی از آن طرف همچه خوب است افرادی که به راحتی برچسب‌هایی چون “ضد انقلاب”، “منافق”، “بی‌بصیرت” و “ضدولایت‌فقیه” را در معرفی و حمله به شخصیت‌ها استفاده می‌کنند یک‌بار به تفاسیر همین واژگان از سوی رهبر فرزانه انقلاب نیز مراجعه کنند تا به توهم دفاع از ایشان هر گونه عملی را جایز ندانند. برای مثال رهبر عزیز انقلاب در پاسخ به سؤال نماینده جنبش عدالت‌خواه دانشجویی از ایشان در مورد تعریف ضدولایت‌فقیه می‌فرمایند” این برادر عزیزمان می‌گوید«ضدولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن . اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم…. اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد.” و یا برای مثال ایشان در سال 88 در ضمن یک سخنرانی و در مقابل شعار “مرگ بر منافق” و “مرگ بر ضدولایت‌فقیه” حضار می‌فرمایند” مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق ؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر می‌کنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیص‌ها خیلى باید مراقبت کنید


    پنجم -مقام معظم رهبری ،که عارف وارسته مولوی قندهاری او را سپهسالار امام زمان (عج) میداند خود از طرفداران جدی آزادی بیان میباشد که جهت اطلاع خوانندگان محترم وبلاگ تنها گوشه ای از نظرات ایشان در این زمینه را نقل مینمایم تا بیشتر با اندیشه های این مرد بزرگ الهی آشنا شویم


    ایشان در پیام ارزشمندی که در پاسخ به نامه ی فضلای حوزه داشتند، بر نقش محوری حوزه های علمیه تاکید و درباره ی ضرورت نهضت علمی آزاد اندیشی، تولید علم و نظریه پردازی، احیای مجدد تمدن درخشان اسلام و ... مطالب مهم و بنیادینی را ارائه فرموده اند که موارد ده گانه ذیل تاکید بر آزاد اندیشی وسفارش به آن میباشد


    ایجاد نشاط اجتهادی; تولید فکر علمی و دینی; شجاعت نظریه پردازی و مناظره ی روشمند; وفاداری به اصول، اخلاق و منطق;   آزادی، مناظره، نقد و انتقاد; تعیین حد و حدود آزادی، اخلاق و منطق; ادب استفاده از آزادی; تضارب آرا و عقول; شناخت شبهات و پاسخگویی به شبهات و پرسش های نظری; نهادینه شدن جنبش پاسخ به سؤالات ، مناظرات علمی و نظریه پردازی


    از آنجا که معظم له به توطئه وسوء استفاده دشمنان آگاه بوده پیشنهاد مینماید مباحث تخصصی در محافل تخصصی بیان شود


    بنده به معناى حقیقى و وسیع کلمه معتقد به آزادى بیانم؛ منتها برخى از حرف‌ها جایش در منبرهاى عمومى نیست؛ جایش در مباحث تخصصى است. بله، چند نفر فقیه بنشینند، چند نفر حقوقدان بنشینند، چند نفر فیلسوف بنشینند، چند نفر جامعه‌شناس بنشینند درباره‌ى اساسى‌ترین مسایل و درباره‌ى اصل توحید با هم بحث کنند؛ یکى رد کند، یکى قبول کند، یکى استدلال کند؛ بعد هم پخش بشود و جلوى چشم مردم قرار بگیرد؛ اما در محافل تخصصى این کار باید انجام بگیرد. درباره‌ى بینات انقلاب هم همین‌طور است؛ درباره‌ى مسایل اساسى نظام جمهورى اسلامى هم همین‌طور است؛ در مجالس تخصصى بحث انجام بگیرد. این نهضت آزاد فکرى که ما مطرح کردیم، براى همین است


    ایشان از آنجا که میداند ممکن است افرادی به اسم حمایت از رهبری کارهای خلاف شرع انجام دهند و دشمنان سوء استفاده نمایند میفرمایند


    مگر من بارها نگفتم در اجتماعی که کسانی که مخالف هستند هیچ کس نباید رفتار خشونت آمیز داشته باشد که این دشمن را خوشحال می کند، بارها این حرف را گفتم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمی کنیم؟! حتی اگر یک چیزی که خون شما را به جوش می اورد ، مثلا فرض کیند اهانت به رهبری کردند، باز هم باید صبر کنیم، سکوت کنید، اگر عکس مرا هم آتش زدند و پاره کردند باید سکوت کنیم، نیرویتان را حفظ کنید برای آن روزی که کشور به ان نیازمند است. برای آن روزی که نیروی جوان و مومن و حزب اللهی باید در مقابل دشمن بایستد و الاّ حالا فرض کنیم یک جوانی یا یک دانشجوی فریب خورده ای یک حرفی زد، یک کاری کرد، چه اشکالی دارد؟ من از او صرف نظر میکنم و اما یک مطلبی من به دشمن می گویم : (...) این دشمن ها بدانند خواب برگشتن آمریکا به این مملکت یک خواب پریشان و غیر قابل تعبیر است(...) آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولی العصر ارواحنا فداه بدهیم، ای سید و مولای ما ، پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده ایم ،بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راه پر افتخار، پر فیض، پر بهجت جان خودم را تقدیم کنم


      


     


     


     



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» مدل روسی »» date:25/10/90 «» 10:43 ع

    مدل روسی، طراحی فتنه جدید برای انتخابات مجلس نهم


    بر اساس مدل روسی فتنه، طراحی برای ناآرامیها از شهرهای کوچک با توجه به تکثرهای قومی و مذهبی آغاز و سپس به شهرهای بزرگ و تهران منتقل می‌شود. موضوع این است که شیوه‌ سازماندهی و مدیریت اعتراضات اخیر در روسیه با شیوه رایج انقلاب‌ها مخملی تفاوت داشت. برخلاف شیوه‌های کلاسیک که معمولاً با بسیج هدفمند طبقه متوسط شهری و اکثراً با محوریت اعتراضات در پایتخت، جرقه انقلاب مخملی زده می‌شد، در نسل جدید این خُدعه؛ نطفه اعتراضات در شهرهایی به غیر از «پایتخت» منعقد می‌شود . با جوسازی رسانه‌ای و عملیات روانی، اعتراضات از حاشیه کشور به مرکز تسری داده می‌شود و با موجی تقویت شده به حاشیه‌ها بازمی‌گردد. مدل جدیدی که در روسیه در حال پیاده‌سازی(البته به‌عنوان پایلوت) است علاوه بر اعتراض‌سازی‌های شبه‌مدنی با گرایشات قومی و گروه‌های تجزیه‌طلب و گروه‌های تروریستی ترکیب شده است. مزایای این سلاح دموکراتیک(!) نسبت به نسل قبلی آن(انقلاب مخملی کلاسیک) آن‌است که؛ 1- توانایی مانور سیاسی و قدرت غافل‌گیری بیشتر دارد؛ 2- اعتراض‌های مدیریت‌شده چون در سطح کشور پخش شده می‌تواند در برابر اتهام خاستگاه طبقگی اعتراضات مقاومت کند؛ 3- کنترل اغتشاشات سخت‌تر است چون صحنه میدانی آن پخش شده است 4- خواسته‌های تجزیه‌طلبانه و قومیت‌مدارانه به کمک اغتشاشات می‌‌آید؛ 5- بخش عمده‌ای از مردم کشور و نه صرفاً پایتخت‌نشینان را درگیر می‌‌کند.آمریکایی‌ها می‌خواهند با استفاده از عقبه اصلاح‌طلبان فتنه‌گر در ایران به همراه سیاه‌لشگری از گروهک‌های تجزیه‌طلب و قومیت‌گرا و با یاری بی‌بصیرتی نامزدهایی که به رأی‌های طایفگی و قومیتی دل بسته‌اند، کد تقلب را به دور افتاده‌ترین شهرستان‌ها و حتی روستاها ببرند. اگر کانون فتنه 88 صرفاً در تهران بود، طراحی فتنه انتخاباتی بعدی برای حداقل 20 شهر و شهرستان کوچک و بزرگ است(اغتشاشات روسیه در بیش از 70 شهر و منطقه روی داده است).استراتژیست‌های آمریکایی‌ سال 2014 را پایان رویارویی غرب و ایران تعبیر کرده‌اند» و به خیال خام خودشان می‌خواهند کار ایران را تا آن موقع تمام کنند. پس از این‌رو انتخابات آتی مجلس برای آنها کلیدی است؛


     


     


     


     


     



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» پارسانیا »» date:21/10/90 «» 10:55 ص

     


    اخلاق مهمترین راه ارتباط جامعه دینی و سکولار است


    به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، حجت‌الاسلام دکترعبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در نشست تخصصی جوامع دینی و چالش‌های سکولاریسم با طرح موضوع چیستی جامعه دینی و چگونگی تعامل با جوامع سکولار،به چیستی جامع دینی  و چگونگی تعامل با جوامع سکولار پرداخت .وی معتقد است


    جامعه اسلامی شش مؤلفه مهم دارد 


    اول :جامعه دینی توحید محوری است. شعار پیامبر اسلام(ص) «لا اله الا الله» بود و در قرآن کریم تمام آیات تکوینی و تشریعی به خدای سبحان نسبت داده می‌شود.


    دوم: اصل دوم در جامعه دینی کرامت انسانی است. در جامعه اسلامی انسان  موجودی ارزشمند است و باید مورد تکریم قرار گیرد، همان‌طور که در آیه قرآن نیز می‌فرماید: «و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر»


    سوم:جامعه اسلامی جامعه‌ای است که هم به عقل بها می‌دهد، هم به وحی، در این جامعه هم عقل منبع معرفت محسوب می‌شود و هم وحی، البته منظور از عقل تنها عقل استدلال‌گر نیست بلکه عقل شهودی را هم شامل می‌شود هم شامل میشود


    چهارم:آخرت‌گرایی در زندگی دنیوی، دیگر شاخصه جامعه اسلامی است. برطبق روایات اسلامی انسان باید در این دنیا زیست کند، آن‌گونه که تا ابد می‌خواهد زندگی کند. از سوی دیگر زندگی دنیوی باید در چارچوب زندگی اخروی باشد همان‌گونه که در حدیث اشاره شده که «الدنیا مزرعة الآخرة» و یا در قرآن می‌فرماید: «انا لله و انا الیه راجعون


    پنجم:عبودیت و بندگی را دیگر مؤلفه جامعه دینی است .جامعه دینی جامعه‌ای است که خود را بنده خدا می‌داند. بندگی و عبودیت هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی. ممکن است در اجتماعی افراد بنده خدا باشند، اما جامعه خدا را بندگی نکند. در آیه قرآن نیز هدف از خلقت انس و جن بندگی معرفی شده است؛ «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»


    ششم:-اخلاق‌گرایی از دیگر مشخصات یک جامعه دینی، اسلامی و شیعی است. در این میان اخلاق یکی از مهم‌ترین اصول جامعه دینی و اسلامی به‌شمار می‌آید، به‌طوری‌که چهار مرتبه از شخص رسول اکرم(ص) سؤال شد: «ما حقیقة الدین؟»، نبی اکرم(ص) در پاسخ فرمودند: «حسن الخلق» 


    حجت السلام خسروپناه  با بیان این‌که اخلاق راه ارتباطی بسیار مهمی است که می‌تواند جوامع دینی را با جوامع سکولار پیوند دهد، گفت: هنگامی‌که به احادیث مراجعه می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که بر مسائل اخلاقی بسیار تأکید شده است، به‌گونه‌ای که این تأکید در برخورد پیشوایان دین نیز به‌خوبی مشاهده می‌شود. البته باید توجه داشت که ضمانت اجرایی ارزش‌های اخلاقی اعتقاد به خداست 


    وی با بیان این‌‌که شیعه در اعتقادات خود حسن و قبح افعال را ذاتی و عقلی می‌داند، اظهار کرد: شیعه اعتقاد دارد فعل انسان جدای از ارزش‌های دینی می‌تواند حسن یا قبیح باشد، مانند عدالت و ظلم. به‌همین دلیل که عدالت در ذات خود خوب است خداوند فرموده است: «اعدلوا هو اقرب للتقوی»


    مولف کتاب هستی‌شناسی معرفت عنوان کرد: با نگاهی به احادیث وارده در زمینه اخلاق می‌توان به اهمیت آن در جامعه پی‌برد؛ به‌عنوان مثال از امام حسین(ع) نقل شده است که خوش اخلاقی عبادت است. با این بیان اگر در سخن گفتن و رفتار ادب رعایت شود، عین عبادت است 


    خسروپناه ادامه داد: مردی نزد امام حسین(ع) از شخصی بدگویی می‌کرد. امام(ع) به او فرمود: ای مرد دست از بدگویی و غیبت بردار، زیرا آن خوراک سگ‌های دوزخ است. باید توجه داشت که شاید جامعه‌ای دینی نباشد اما اصول اخلاقی را رعایت کند، در این صورت این جامعه می‌تواند با جوامع دینی تعامل سازنده‌ای برقرار کند 


    رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در پایان خاطرنشان کرد: باید تلاش کرد که جوامع سکولار نفی خدا و ماوراء طبیعت نکنند و اگر حاضر نیستند احکام دین را در جامعه پیاده کنند، حداقل ارزش‌های اخلاقی را نادیده نگیرند، لذا با این نگاه باید اولاً اعتقاد به خدا در جوامع سکولار تقویت شود و ثانیاً ارزش‌های اخلاقی در جوامع دینی تقویت شود تا از این طریق ارتباط میان جوامع دینی و سکولار برقرار شود


     


     


     


     


     


     


     



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» اف شانزده »» date:26/9/90 «» 10:50 ع

    داستان خرید هواپپیمای جنگی اف 16 عراق از آمریکا


    پس از سفر نوری مالکی نخست وزیر عراق به واشنگتن که گفته می شد یکی از اهداف آن نهایی کردن قرارداد خرید جنگنده های اف شانزده آمریکایی است، اکنون روزنامه وال استریت ژورنال می نویسد که برنامه تحویل این هواپیماها به عراق ممکن است تا پنج سال دیگر عملی نشود. مشخص نیست که این امر واقعا ناشی از مسائل مربوط به آموزش خلبانان عراقی است یا اینکه نارضایتی نه چندان پنهان واشنگتن از دولت نوری مالکی، بر فروش این جنگنده های پیشرفته سایه افکنده است


    ناتان هودج گزارشگر وال استریت در این زمینه مینویسد


    کاخ سفید با اشاره به پیشنهاد فروش جنگنده های اف 16 به عراق بعنوان نشانه ای از تعمیق مشارکت امنیتی بین عراق و آمریکا اشاره می کند هرچند گفته می شود که تحویل این هواپیماها، تا چند سال دیگر صورت خواهد گرفت و خلبانان عراقی هنوز در حال آموزش برای هدایت این هواپیماها هستنداین بدان معنی است که عراق، بعد از تکمیل خروج نیروهای آمریکایی که تا پایان ماه جاری میلادی انجام می شود، با یک خلاء دفاعی مواجه خواهد بود. ژنرال انور امین، فرمانده نیروی هوایی عراق روز سه شنبه گفت که ایجاد یک نیروی هوایی برای عراق، کار ساده و آسانی نیست. وی افزود: "خرید این جنگنده ها- ساخت شرکت لاکهید مارتین- یک "پروژه عظیم"است و به امنیت بیشتر برای عراق منجر خواهد شد اما نخستین دسته از این هواپیماها، تا قبل از سال 2015 یا 2016 عملیاتی نخواهند شدمقامات دفاعی آمریکا، ماههاست از این بابت ابراز نگرانی می کنند که با خروج نیروهای آمریکایی، عراق فاقد هواپیماهای پیشرفته برای دفاع از حریم هوایی خود خواهد بود. آمریکا تلاش کرد بعد از سال 2011 هم بخشی از نیروهای خود را در عراق نگه دارد اما سرانجام در اکتبر گذشته، دولت باراک اوباما اعلام کرد که تمامی نیروهای آمریکایی از عراق خارج خواهند شد. دلیل این امر، مخالفت دولت عراق با شرط مصونیت قضایی نیروهای آمریکایی در مقابل دادگاههای عراق بودنیروی هوایی نوپای عراق، اکنون از ناوگانی از هواپیماهای ترابری و شناسایی برخوردار است اما ابزار محدودی برای دفاع از خود در مقابل تهدیدهای خارجی دارد. هدف از فروش جنگنده های اف 16، تغییر این وضعیت بوداوایل این ماه، وزارت دفاع آمریکا مجوز این معامله 835 میلیون دلاری را که شامل 18 فروند اف 16 می شود، اعلام کرد. در جریان دیدار هفته جاری نوری مالکی، نخست وزیر عراق از واشنگتن، دولت آمریکا برنامه های خود برای فروش دومین دسته از این هواپیماها به عراق را، که بازهم شامل هیجده فروند خواهد بود، به کنگره اعلام کردبه گفته سازمان همکاری امنیت دفاعی، قرارداد فروش دسته دوم این هواپیماها، به همراه تسلیحات، قطعات و آموزش، بالغ بر 2.3 میلیارد دلار برآورد می شود. تحویل این هواپیماها، زودتر از سال 2014 آغاز نمی شود و این همزمان با اتمام دوره آموزشی نخستین گروه از خلبانان عراقی است. آموزش هدایت هواپیماهای اف 16، معمولا دو سال به طول می انجامدژنرال امین تایید کرد که یک خلاء بالقوه وجود دارد اما افزود که "این به معنی نیست که حریم هوایی ما برای ورود دیگر کشورها باز خواهد ماندعراق از نیروی زمینی قابل توجهی برخوردار است و برخی واحدهای آن به تانک ها و تجهیزات مدرن آمریکایی مجهزند. همچنین آمریکا بعد از خروج از عراق، حدود چهل هزار نیرو در منطقه - به استثنای افغانستان- خواهد داشتسرلشکر راسل هاندی، نماینده ارشد نیروی هوایی آمریکا در عراق می گوید: "روشن است که اف 16 یک سامانه تسلیحاتی بسیار پیچیده است. آموزش خلبانان عراقی، به زمان نیاز داردفروش اف شانزده ها، به یک دلیل دیگر هم مهم است: ارتش آمریکا، به این برنامه بعنوان مسیری برای به پیش راندن همکاری نظامی بلندمدت با عراق از طریق آموزش های مشترک می نگردژنرال هاندی می گوید: وقتی دولت عراق یک هواپیما را در چارچوب یک برنامه فروش نظامی خارجی، خریداری می کند، تنها یک هواپیما نمی خرد بلکه توانایی استفاده و هدایت این هواپیما در بلندمدت را خریداری می کناف 16، یک هواپیمای جنگنده مافوق صوت است که از سه دهه قبل در خدمت ارتش آمریکا قرار دارد و بعنوان یک صادرات نظامی موفق ارزیابی می شود. بسیاری از نیروهای هوایی اطراف جهان، از این هواپیما استفاده می کنندریچارد ابولافیا، یک تحلیل گر هوانوردی در گروه تیل- یک گروه مشاوره دفاعی و هوافضا- می گوید: "اف شانزده ها، تنها بخشی از ساختار یک نیروی هوایی مدرن به حساب می آیند و چنین ساختاری همچنین نیازمند بخش های درهم بافته دیگری شامل رادارها، سامانه های ارتباطی، تسلیحات دفاع هوایی و هواپیما می باشدوی گفت: "یک کشور نیازمند نوعی جنگنده مافوق صوت برای حاکمیت هوایی خود است. این کمترین و پایین ترین سطح یک قدرت هوایی است که امکان یک گشت زنی و ردیابی پایه را فراهم می آورد اما با وضعیت برخورداری از یک ناوگان بزرگ از هواپیماهای چندکاره فاصله دارد که بتواند به رزم هوایی، حملات زمینی، شناسایی و دیگر ماموریت ها اقدام نمایدوی می افزاید: اف 16، بی تردید گران ترین و موثرترین هواپیمای چندکاره موجود در جهان است اما داشتن شمار محدودی از این هواپیماها، امکان ایجاد یک نیروی هوایی سنتی را نمی دهدسرهنگ استیو بورق، یک مشاور نیروی هوایی، یادآور شد که یک مشکل دیگر هم وجود دارد: "استخدام و آموزش خلبانانی در عراق که به زبان انگلیسی که زبان ملی هوانوردی است، مسلط باشند. درحال حاضر، این یکی از بزرگترین چالش هاست و ما در حال کارکردن بر روی آن هستیم. در فهرست اولویت های ژنرال امین، این مسئله تقریبا در بالای لیست قرار دارد



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» برزینسکی »» date:25/9/90 «» 6:48 ع

    برژینسکی: جنگ با ایران برای آمریکا فاجعه بار است


    به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، زیبیگنیو برژینسکی که به عنوان مشاور ارشد امنیت ملی جیمی کارتر رئیس جمهور سابق آمریکا فعالیت می کرد گفت: به نظر می رسد اختلاف در روابط آمریکا با ایران به اندازه ای رسیده که به سمت جنگی با عواقب فاجعه بار حرکت می کند مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا در سخنانی در واشنگتن گفت: ما معتقدیم می توانیم با انجام اقداماتی، مانع از بروز جنگ شویم. می توانیم با اعمال فشارهایی علیه ایران مانند تحریم ها، تهران را به دست برداشتن از برنامه هسته ای خود، مجبور کنیم وی افزود: در صورتی که اعمال فشارها علیه ایران منجر به نتیجه نشود باعث افزایش خطرات بروز جنگ می شود . در این وضعیت از میزان مانور آمریکا به شدت کاسته می شود برژینسکی با ابراز نگرانی از موج روبه افزایش جنگ لفظی میان ایران و آمریکا گفت: اگر تحت هر شرایطی وارد جنگ باز و همه جانبه با ایران شویم این موضوع برای آمریکا فاجعه بار است. بسیار فاجعه بار و در سطح بسیار گسترده .برژینسکی در سال 1357 و در هنگام سقوط حکومت پادشاهی و استقرار جمهوری اسلامی در ایران در کاخ سفید فعالیت می کرد


    برژینسکی کیست؟


    برژینسکی در دولت رئیس جمهور جیمی کارتر، مشاور ارشد امنیت ملی ایران بودبراساس متن منتشر شده در سایت ویکی پدیا، وی در 28 مارس 1928 در شهر ورشو، پایتخت لهستان به دنیا آمد. پدرش یک ناسیونالیست لهستانی بود که در جوانی با سلطه روسیه بر لهستان مبارزه مسلحانه می‌کرد. بعدها او وارد دیپلماسی لهستان شد. او در سال 1939 که هیتلر و استالین لهستان را میان آلمان و شوروی تقسیم کردند، سفیر لهستان در کانادا بود وی در 1945 وارد دانشگاه مک گیل کانادا در مونترال شد و در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس تحصیل کرد. سپس به آمریکا رفت و در 1953 از دانشگاه هاروارد در رشته علوم سیاسی دکترا گرفت در 1958 شهروند آمریکا شد، ولی احتمالاً تابعیت لهستانی خود را حفظ کرد. با وجود آنکه خانواده او سالها در کانادا سکونت داشتند، او هرگز تبعه کانادا نشد پیشنهادات برزینسکی به جان اف کندی در بحران موشکی کوبا باعث شد که فعالانه تر در عرصه سیاسی آمریکا وارد شود و در مسائل شوروی و اروپای شرقی به اظهار نظر بپردازداو در انتخابات ریاست جمهوری 1964 آمریکا حامی جانسون بود و در آن دولت بر اساس خصومت قبلی اش با شوروی، در جریان جنگ ویتنام به لیندن جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا پیشنهادهای گوناگونی داد وی در انتخابات ریاست جمهوری 1976 آمریکا حامی جیمی کارتر بود. در دولت کارتر، از آنجا که کارتر آشنایی کامل به مسائل خارجی و بین‌المللی نداشت، برژینسکی را به مشاور ارشد امنیت ملی در کاخ سفید گماشت. از مهم‌ترین فعالیت‌های او در این دوران به دور ساختن مصر از شوروی با ترتیب دادن قرارداد کمپ دیوید و صلح مصر و اسرائیل می‌توان نام برد در دوران او مناسبات آمریکا با چین به حالت عادی درآمد و کارتر به چین رفت. سپس به خاطر دشمنی که با شوروی داشت، با کمک عربستان سعودی و پاکستان ، فعالان مقابله مسلحانه با حمله نظامی شوروی به افغانستان را مجهز کرد که نتیجه آن طالبان و القاعده شد تنها مورد شکست برژینسکی در مورد ایران بود که با سیاست‌های خود باعث خروج ایران از حوزه غرب شد. خروج کامل ایران از حوزه نفوذ آمریکا و تصرف سفارت آمریکا در تهران، رویدادی بود تا آن زمان سابقه نداشت.اوهم اکنون در دانشگاه جانز هاپکینز تدریس میکند



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» سلیمانی »» date:14/8/90 «» 1:47 ع

    قاسم سلیمانی کیست؟


    اینجا داخل ایران اسلامی، آنها که او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی که برخلاف آنچه امریکایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست


    هر قدر که داخل ایران، او را کم می‌شناسند، خارج از این مرزهای جغرافیایی، قصه‌های حیرت‌آوری از او بر سر زبان‌هاست که با آمیخته‌ای از راست و دروغ، شبحی ترسناک و هول انگیز از او ارائه می‌دهد که گویی همه منافع امریکایی‌ها را در خاورمیانه به خطر انداخته است و جالب آنکه هر قدر آنها او را ترسناک‌تر و هول‌انگیزتر معرفی می‌کنند، اینجا داخل ایران اسلامی، آنها که او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی که برخلاف آنچه امریکایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست


    هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کارهایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، یعنی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران خیلی خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آنها او را تروریست می‌خوانند، بارها و بارها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشورها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آنها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید تعجبی هم نباشد، آخر آنها از مبارزه با قاسم سلیمانی و نیروهایش ناتوان شده‌اند، به همین سادگی


    و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند


    شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد


    واقعیت آن است که گرچه غربی‌ها او را ژنرال می‌نامند و او فرمانده یک نیروی نظامی است و امریکایی‌ها دوست دارند قبل از هر چیز او یک تروریست به نظر برسد که فقط با عملیات‌های نظامی به اهدافش دست می‌یابد، اما خود نیز نمی‌توانند معترف نباشند که او، بی‌آنکه وارد عرصه نظامی شود، از بعد سیاسی به پیروزی دست می‌یابد، اتفاقی که او با تکیه بر ویژگی‌های اخلاقی‌اش و تکیه بر اصول انقلاب اسلامی که منشأ منش رفتاری او نیز هست، رقم می‌زند، نه با تکیه بر قدرت نظامی‌اش


    روزنامه امریکایی «مک کلثی» در سی‌ام مارس 2008 گزارش داده بود: «سلیمانی برای توقف درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی عراق که بیشترشان شیعه هستند و نیروهای رادیکال مقتدی صدر در شهر بصره، پا در میانی کرده است. . . یکی از نخستین و مهمترین پیروزی‌های سلیمانی بر امریکا در عراق، ایجاد برتری سیاسی بود، نه نظامی


    وی در ژانویه سال 2005، زمانی به عراق آمد که عراقی‌ها برای نخستین بار پس از سقوط صدام حسین، به پای صندوق‌های رأی می‌رفتند. در حالی که امریکا حمایت شدیدی از نخست‌وزیر شدن ایاد علاوی می‌کرد، سلیمانی فعالیت خود را در حمایت از شیعیان طرفدار ایران آغازکرد و به شدت به راهنمایی آنان برای پیروزی در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌های رنگی مردم عراق را پیروزی بزرگی برای دمکراسی دانست، اما علاوی و متحدانش شکست خوردند


    زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان نیز می‌گوید: «همان‌قدر که مقامات امریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت، تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد


    یکی از نمایندگان مجلس عراق که از دستیاران ارشد نوری المالکی هم هست، درباره سردار سلیمانی می‌گوید: «او فقط یکبار در این هشت ساله به عراق آمده است. او فردی است که آرام سخن می‌گوید و منطقی و بسیار مؤدب است. وقتی با او حرف می‌زنید، بسیار ساده برخورد می‌کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشناسید، نمی‌دانید چه قدرتی دارد، هیچ کسی نمی‌تواند با او بجنگد


    سردار قاسم سلیمانی و سردار شهید کاظمی در دوران دفاع مقدس


    قاسم سلیمانی آن گونه که آنها در موردش نقل می‌کنند، بی‌محافظ و فقط با دو همراه، به عراق رفته و در منطقه حفاظت شده توسط امریکایی‌ها، موسوم به منطقه سبز حضور یافته و دیدارهایش را در کمال آرامش سروسامان داده و بعد به ایران بازگشته است


    خیلی فرقی نمی‌کند که این ادعاها چقدر مستند است یا حتی چقدر می‌تواند صحیح باشد؛ همین مؤلفه‌ها و قصه‌های راست و دروغ دیگری که از او می‌گویند، برای ذهن شهروندان غربی که مقهور شانتاژهای رسانه‌ای دولت هایشان هستند، کفایت می‌کند تا به نمایندگان کنگره امریکا معترض نشوند که چرا دور هم نشسته‌اید و با صراحتی باور نکردنی، پیشنهاد ترور می‌دهید


     این ادعاها برای پروپیمان کردن پروژه ایران‌هراسی و به طور اخص، سپاه هراسی کفایت می‌کند؛ حتی اگر دلیلی بر درستی‌شان اقامه نشود! ذهن شهروند غربی، برای فریب چنین تبلیغاتی را خوردن، از مدت‌ها قبل آماده شده است. او به دیدن و شنیدن افسانه‌های هالیوودی عادت دارد!


    ما اما به قصه‌های هالیوودی عادت نداریم، آرمان ما حقیقت اتفاقی است که روز دهم محرم سال 61 هجری در صحرای کربلا روی داده است. این است که می‌گوییم کسی از آن جماعت امریکایی اگر توان ترور حاج قاسم سلیمانی را داشت، درنگ نمی‌کرد. این است که در برابر پیشنهاد ترور او می‌گوییم: بسم الله اگر حریف مایی


    قاسم سلیمانی مرموز نیست اما فرمانده سپاه قدس ایران است و همین فرمانده سپاه قدس ایران بودنش، کافی است تا جماعت امریکایی از او بترسند و در توجیه این ترس خویش، او را به نحوی اغراق‌آمیز، ترسناک معرفی کنند. بر این جماعت حرجی هم نیست البته؛ چه آنکه آدم ترسیده، اگر نخواهد که ترسو لقب بگیرد، باید علت ترس را ترسناک و ترسناک‌تر معرفی کند تا ترسش توجیه شود


    اینها، همه که گفتیم، آن هم از قول آنهایی که خارج مرزهای جمهوری اسلامی ایران هستند، تنها یک روی سکه بود؛ روی اشداء علی الکفار سردار قاسم سلیمانی؛ این روی سکه اما، در داخل مرزهای عقیدتی انقلاب اسلامی، او تمام قد سرباز ولایت است. از آن جنس آدم‌هایی که مکلف به تکلیفند و همه حیاتش را از جوانی تاکنون، وقف نهضت حضرت روح الله کرده است. این روی سکه، او، رحماء بینهم است


    جنگ که شد، قاسم سلیمانی جوان بنایی بود در کرمان؛ متولد اسفند 1336. سرش هم گرم کار خودش. جنگ که شد، بنایی را همان جا رها کرد و راهی جبهه شد. کمی بعدتر، این جوان بسیجی فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و بعد‌تر لشکری از همین بسیجی‌های آفتاب سوخته کویر تشکیل داد که شد لشکر 41 ثارالله


    جنگ که تمام شد، امنیت آن خطه کویری را که مستعد جولان اشرار بود به او سپردند و هنوز هم، هر قدر او، میان مردم کشورش ناشناخته باشد، مردم سیستان و بلوچستان و کرمان خوب می‌دانند که در آن سال‌های فرماندهی او، امن‌ترین دوران را گذرانده‌اند


    سال 1379، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، او را به تهران فراخواند و مسئولیت سپاه قدس را به او سپرد. مسئولیتی که قاسم سلیمانی را به کابوسی در ذهن امریکایی‌ها بدل ساخت. کابوسی که اگر دستشان برسد، خیلی زود، همچون عماد مغنیه ترورش خواهند کرد


    کابوسی که همان قدر که غربی‌ها را می‌ترساند، به جان ما، غروری مقدس می‌ریزد و اینها این روی سکه اوست، روی رحماء بینهم قاسم سلیمانی، فرماندهی با صلابت، با موهایی جوگندمی و بدنی لاغر و صورتی آفتاب سوخته و نگاهی محجوب و آرام. فرماندهی که در میان هم‌ولایتی هایش و در مراسمات و مجالس‌شان، خیلی خاکی و خودمانی حضور دارد. فرماندهی که اگر لباس نظامی تنش نباشد، کسی حدس هم نخواهد زد که او یک فرمانده نظامی است. فرماندهی که در خارج از مرزهای جمهوری اسلامی، بسیار شناخته شده‌تر از داخل مرزهاست.



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» امنیت »» date:5/7/90 «» 5:33 ع

    امنیت از دیدگاه اسلام


    یکی از دغدغه های اصلی بشر در دوران قبل وبه خصوص بعد از مدرنیته علاوه بر رفاه ،امنیت فردی و اجتماعی بوده است . همواره اندیشمندان روابط بین الملل دغدغه امنیت در نظام بین المللی را داشته اند و هر از گاه تلاش کرده اند با پیشنهاداتی امنیت را به وجود بیاورند . چه کنیم تا دوباره بشر گرفتار جنگ وخون ریزی نشود ؟چه طرحی براندازیم تا هیتلر ها وصدامها به جان مردم نیفتند؟چگونه میتوان جامعه ای امن وامان داشت . گروهی تلاش کردند با رشد جنگ افزارهای نظامی وساخت کلاهک های هسته ای جهان را امن سازند.گروهی معتقدند با کمک سازمانهای بین المللی وحقوق بین الملل میتوان امنیت را بر قرار ساخت . گروهی معتقدند با افزایش سطح رفاه عمومی میتوان به امنیت دلخواه دست یافت ولی اسلام وحکمت متعالیه تنها راه رسیدن به امنیت را ساختن انسانها میداند تا انسانهای گرگ صفت بر جامعه حاکم هستند وامور جهان در دستان گرگ های انسان نماست نباید انتظار امنیت را داشته باشیم .در همین جهت استاد ارجمند اینجانب حجت السلام دکتر نجف لک زایی در شماره پنجاهم فصلنامه مطالعات راهبردی مقاله ای تحت عنوان "کاربردهای امنیتی انسان شناسی حکمت متعالیه" را نگاشته اند ارایه کاربردهای و وجوه امنیتی انسانشناسی چهار تن از حکمای متعالیه یعنی صدرالمتألهین، علامه طباطبایی، امام خمینی و استاد مطهری موضوع این مقاله بسیار ارزشمند است . در اینجا از خوانندگان محترم وبلاگ دعوت میشود برای مطالعه متن کامل این مقاله بر روی سیایت اینترنتی ذیل کلیک نمایید


     


     http://www.risstudies.org/Quarterly/Data/QuartList/050.htm



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» امام خامنه ای »» date:5/6/90 «» 5:49 ع


    چرا باید بگوییم امام خامنه ای



    غربی‌ها با سه کلید واژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلید واژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلید واژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلید واژه قرار دادند


    اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلید واژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد. ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی»


    سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفته شد «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را  گفت


    یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم شصت هزار مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند


    شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم


    امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود. امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام


    وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی(ره) را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن


    اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌ جمهوریشان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم


    در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند


    پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی(ره) که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند. تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌ پینه کردن است. شما هر لعنتی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای». مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...


    بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود


    آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم! اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون


     



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» آیت الله قرهی »» date:28/1/90 «» 5:33 ع

    زندگی نامه آیت الله دکتر روح الله قرهی


    به استحضارعلاقمندان به درس اخلاق این عالم ربانی و ولایی می رساند درس اخلاق ایشان به همراه نماز جماعت مقرب وعشا شب های پنج شنبه -چهارشنبه شب-هر هفته در مهدیه القائم المنتظر در  انتهای شهرک حکیمیه برگزار میشود


    حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی(مد ظله العالی) در تهران و در خانواده‌ای متدین متولد و همزمان با گذراندن دوره متوسطه تحصیلات حوزوی خود را آغاز نمودند
    ایشان پس از گذراندن دوره مقدمات و تفسیر نزد حضرت آیت الله حاج شیخ احمد ادیب، حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید نورالدین دزفولی و حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین حاج میرزا علی اصغر هرندی در سال 1359 عازم قم شدند و سطوح عالیه حوزوی را در قم گذراندند
    موسس حوزه علمیه امام مهدی(عج) تهران ،سطوح عالیه فقه و اصول خود را نزد آیات عظام :گلپایگانی، مرعشی نجفی، تبریزی، بهجت، مکارم شیرازی و آیات حسن زاده آملی و جوادی آملی گذراندند و در نهایت از آیت‌الله مرعشی نجفی(ره) اجازه‌نامه اجتهاد کسب نمودند
    حضرت آیت‌الله قرهی در دوران هشت سال دفاع مقدس در کنار تحصیل دروس حوزوی بارها در میدان نبرد حق علیه باطل حضور پیدا کردند و در سال 1364 در منطقه عملیاتی فاو بر اثر گاز خردل اعصاب، شیمیایی شده و در سال 1365 نیز در منطقه عملیاتی شلمچه با اصابت ترکش و تخلیه چشم راست و ساییدگی مهره های ستون فقرات به خیل جانبازان جنگ تحمیلی پیوستند


    این جانباز هفتاد درصد، پس از جنگ تحمیلی، تدریس مکاسب، کفایه، تجرید العقاید، نهایه الحکمه را در مدرسه علمیه فیضیه قم آغاز؛ اما به سبب آسیب‌های ناشی از مواد شیمیایی و دستور پزشکان، از سال 1374 از شهر مقدس قم به سوی تهران هجرت نمودند
    حضرت آیت الله قرهی پس از دریافت مدرک دکترای فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ، در تهران به تدریس فلسفه، حقوق و معارف در دانشگاه‌های نیروی انتظامی، علامه طباطبایی، امام صادق و تهران مشغول شدند


    ایشان از سال 1381 با تأسیس حوزه علمیه امام مهدی(عج) در شهرک حکیمیه تهران فعالیت‌های دانشگاهی خود را متوقف کرده و به تربیت طلاب پرداختند.
    ریاست محترم حوزه در مدرسه علمیه امام مهدی(عج) افزون بر تدریس اخلاق،‌ تفسیر قرآن، ادبیات، منطق و کلام ،دوره روش تحقیق را نیز ویژه طلاب برگزار کردند و از سال تحصیلی هزار وسیصد و هشتاد وهشت  تدریس خارج اصول را نیز آغاز نمودند.
    مؤسس حوزه علمیه امام مهدی(عج) تهران تاکنون «کتاب‌های گوهر های فوق عرشی جلد 1 که شرح دعای ابو حمزه ثمالی می باشد»، «کتاب اکسیر رمضان» ، «تفسیر قرآن کریم سوره حمد در چند مجلد» ، «حج عارفان» ، «اخلاق الهی و سیر و سلوک انسانی» ، «الحصول فی علم الاصول» ، «زندگانی امام حسین از منظرهای مختلف»، «اصول فقه»، «شرح آداب الصلاه امام خمینی(ره)» و «شرح رساله ذکر و ذاکر علامه حسن زاده آملی» را تألیف نمودند که بعضی از این کتب به چاپ رسیده و مابقی در شرف انتشار می باشد.
    گفتنی است، در سالهای تحصیلی گذشته تعداد زیادی از دوستداران علوم اهل بیت(ع) در سطوح یک و سه در مدرسه علمیه امام مهدی(عج) تهران مشغول تحصیل بوده‌اند و مدتی است که شاگردان درس خارج اصول نیز به طلاب این مدرسه اضافه شده اند



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
       1   2      >

    »» Posts Title  
    رابرت رایت
    آزادی بیان
    مدل روسی
    پارسانیا
    اف شانزده
    برزینسکی
    سلیمانی
    امنیت
    امام خامنه ای
    آیت الله قرهی
    پیمایشی
    جین شارپ
    جنگ نرم
    انجمن حجتیه
    روسیه آمریکا
    [همه عناوین(242)][عناوین آرشیوشده]
    *
    قرآن آنلاین

    http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG