سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
la politique
» Today hit:10 » Yesterday hit:38 » All hit:28279
  • la politique
    » About Us
    la politique
    Abolfazl sedghi[250]
    ابوالفضل صدقی کارشناس ارشد روابط بین الملل ،دانشجوی دکتری ،نویسنده وپژوهشگر در زمینه روابط بین الملل ومترجم زبان فرانسه
    » My logo
    la politique

    » Day Links » My Archives
       1   2   3      >

    »» دبکا »» date:30/2/91 «» 10:5 ع

    افشای مفاد پیشنهاد هسته ای آمریکا به ایران


    به گزارش سایت تابناک به نقل از  وب سایت وبکا وابسته به محافل اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اومانو دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در سفر به تهران به دنبال جذب موافقت مقامات ارشد ایران در باره طرح موقت هشت ماده ای پیشنهادی اوباما است


    متن مقدماتی پیشنهادی اوباما برای موافقت ایران بنا بر ادعای دبکا به قرار زیر است


    اول  از آن جایی که ایران و آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ راه واقع‌بینانه و جامعی برای توقف برنامه اتمی ایران وجود ندارد، طرفین بر سر موادی موافقت موقت می‌کنند که هر طرف در تفسیر و اجرای آن دارای آزادی خواهد بود 


    از دید اسرائیلی‌ها، چنین شرطی هم به اوباما امکان می‌دهد که در کارزار انتخاباتی مدعی مهار برنامه اتمی ایران شود و هم به ایران امکان می‌دهد که اعلام کند حقوق هسته‌ای این کشور به رسمیت شناخته شده است


    دوم  ایران غنی‌سازی 20 درصدی را متوقف می‌کند اما تاسیسات «فردو» به کار خود ادامه می‌دهد 


    سوم   ایران 110 کیلوگرم اورانیوم 20 درصدی خود را به خارج منتقل خواهد کرد. این مواد در قالب صفحه‌های سوخت مورد نیاز ایران برای راکتور تهران که قابلیت استفاده کمتری برای تولید بمب دارند به ایران بازگردانده خواهد شد 


    چهارم   هیچ محدودیتی در مورد غنی‌سازی تا 5 درصد ایران اعمال نخواهد شد 


    پنجم ایران پروتکل الحاقی را امضا خواهد کرد 


    ششم  سایت‌های پنهان هسته‌ای احتمالی ایران که آمریکا اطلاعات روشنی در مورد آنها ندارد، خارج از حوزه بازرسی‌ها باقی خواهند ماند 


    هفتم  آمریکا و اروپا، در مورد تحریم‌ها علیه ایران تساهل پیشه خواهند کرد. تحریم بانک مرکزی و تحریم استفاده ایران از سیستم تبادل بانکی «سوئیفت» رسماً ملغی نخواهد شد، اما غرب چشم خود را بر مبادلات بانک های کوچک اروپایی با ایران خواهد بست و مبادلات بانک های چین، هند، روسیه و ترکیه با ایران را تحمل خواهد کرد 


    هشتم   آمریکا و اروپا، تحریم نفتی ایران که قرار است از ابتدای ژوئن اجرایی شود را لغو خواهند کرد



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» حمله سایبری »» date:5/2/91 «» 9:59 ع


    حمله اینترنتی به وزارت نفت


    گزارش‌ها حاکی است که حمله اینترنتی به سیستم مخابرات و رایانه‌ای وزارت نفت که روز یک‌شنبه، سوم اردیبهشت، گزارش شد با ویروسی کامپیوتری به نام «وایپر» انجام شده و این حمله‌ها «از اسفندماه سال 90» در این حوزه اتفاق افتاده و روز یک‌شنبه به اوج خود رسیده‌ است.خبرگزاری‌های  ایران روز دوشنبه خبر دادند که حمله سایبری به شبکه اینترنت و مخابرات وزارت نفت کشور نفوذ کرده و «مادربردهای کامپیوترها را سوزانده و برای پاک کردن اطلاعات اقدام کرده ‌است».خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روز دوشنبه نوشت: «این حمله سایبری که از اسفند 90 در این حوزه اتفاق افتاده و در روز گذشته به اوج خود رسیده ناشی از ورود ویروسی به نام «وایپر» است که اطلاعات برخی از رایانه‌های این شرکت‌ها را پاک کرده و سرور آنها را از کار انداخته‌ است.»در عین حال حمدالله محمدنژاد، جانشین وزیر نفت در حوزه پدافند غیرعامل، روز سه‌شنبه به ایسنا گفت که این حمله سایبری روز یک‌شنبه به شبکه مخابراتی و رایانه‌ای وزارت نفت و شرکت‌های تابعه اتفاق افتاده و «خسارت آن‌چنانی» نداشته ‌است.در همین حال به گزارش خبرگزاری ایرنا، علیرضا نیکزاد رهبر، سخنگوی وزارت نفت، روز دوشنبه در ارتباط با این حمله اینترنتی با اشاره به «آسیب‌دیدگی جزیی اطلاعات عمومی» اظهار داشت: «البته این که گفته شود هیچ بخشی از اطلاعات آسیب ندیده، درست نیست و صرفا اطلاعات بخشی از کاربران دچار صدمه شده‌ است.»به گفته علیرضا نیکزاد، این حمله به شکل ویروس بوده‌ است که موجب بروز مشکل برای دیسک سخت سیستم کاربران شده و موضوع بازآوری اطلاعات کاربران نیز در حال بررسی است.خبرگزاری ایسنا روز دوشنبه از یک کارشناس امنیت شبکه، بدون نام بردن از او، پرسیده‌ است که «چرا با توجه به سابقه موضوع در سال گذشته، اقدام خاصی برای مقابله با چنین حمله‌هایی نشده‌ است؟» وی در پاسخ گفته‌ است که «با توجه به این که سال گذشته اطلاعات کافی در این زمینه در دسترس نبود، نتیجه خاصی حاصل نشد ولی این احتمال وجود دارد که فعالیت ویروس «وایپر» برنامه‌ریزی شده باشد، چرا که به تدریج کار خود را شروع کرد تا زمانی که تعداد زیادی از کامپیوترها و سرورها را آلوده کند و یک‌باره کلیه آنها را از کار بیندازد.»


    این کارشناس امنیت شبکه در ادامه گفت: «با توجه به این که تعدادی از کامپیوترها و سرورها به یک‌باره دچار مشکل شده‌اند این احتمال که یک حمله سازمان‌دهی شده سایبری نیز باشد وجود دارد.»به گفته وی، تاکنون هیچ یک از آنتی‌ویروس‌های خارجی و سازمان‌های رصدکننده امنیت اینترنت گزارشی در این خصوص منتشر نکرده‌اند. ضمن این که شبکه انرژی نفت ایران (شانا) نیز دیروز با همین مشکل مواجه بوده ‌است.خبرگزاری ایسنا همچنین گزارش می‌دهد در حالی که علی‌محمد قلی‌ها، معاون فنی و اطلاعات شرکت بهره‌برداری مترو تهران، اعلام کرده بود که از ساعت هفت و 30 دقیقه بامداد دوشنبه یک تیم 50 نفره از مهندسان آی‌تی این شرکت به وزارت نفت اعزام شده‌اند، جانشین وزیر نفت در حوزه پدافند غیرعامل، کمک برخی از سازمان‌ها برای رفع این اختلال را رد کرده ‌است.به نوشته این خبرگزاری‌ها، برای مقابله با این حمله، ستاد بحرانی در وزارت نفت تشکیل شده که «در حال برنامه‌ریزی برای خنثی‌سازی این حملات» در فضای مجازی است.وزارت نفت تاکنون هیچ گزارشی هم درباره نوع این حمله سایبری یا انتشار ویروس در سیستم این وزارتخانه منتشر نکرده است، اما روز دوشنبه گزارش شد که از روز یک‌شنبه سیستم اینترنت در مناطق عملیاتی نفت در خارگ، بهرگان، سیری، لاوان،‌ قشم و کیش قطع شده است.گرچه برنامه هسته‌ای ایران پیشتر چندین بار به‌ویژه با ویروس استاکس‌نت هدف حمله سایبری قرار گرفته،‌ این نخستین بار است که درباره حمله اینترنتی به وزارت نفت کشور گزارشی مخابره شده است.با این همه رئیس پدافند غیرعامل ایران پیشتر گفته بود که حوزه انرژی در کشور «بیشترین حملات سایبری» در دو سال گذشته را داشته است



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» سروش »» date:29/1/91 «» 9:34 ع

    دیدگاه سروش در باب زنا با محارم


    زنای با محارم یک حق است نه کاری غیر اخلاقی


    به گزارش مشرق ، حسین حاج فرج دبّاغ (متولد 1324 شمسی) مشهور به عبدالکریم سروش، نواندیش دینی، شاعر و مترجم است. عده ای او را به عنوان رهبر جریان روشنفکری اصلاح طلبان می شناسند.او یکی از اصلی ترین متنقدان مسلمان مارکسیسم پس از اتقلاب بود. پس از انقلاب فرهنگی او به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد. بسیاری ستاد انقلاب فرهنگی را متهم به اخراج اساتید و دانشجویان و بستن دانشگاهها می‌دانند ولی سروش همواره این سخنان را تکذیب کرده‌است در دهه 70 از جامعه ایران طرد و به آمریکا پناهنده شد. او به تدریس اسلام و اندیشه سیاسی در دانشگاه «جورج تاون» آمریکا مشغول است.اگر هنوز معدود کسانی بودند که سروش را در زمره ذخایر انقلاب می دانستند، در جریان اغتشاشات سال 88 نقاب از چهره خود برداشت و به نزاع و انتقاد شدید به نظام جمهوری اسلامی پرداخت. دیدگاه ها و تئوری پردازی های او همواره مخالفتهایی را در بین مراجع عظام برانگیخته‌است. از این رو وبگاه بی بی سی فارسی در گزارشی وی را مناقشه برانگیزترین روشنفکر دینی در جهان می نامد 


    نظریه ای تازه باعث شده بار دیگر نام سروش بر سر زبان ها بیفتد.زنای با محارم یک حق است نه کاری غیر اخلاقی.نظریه ای آنقدر تند ؛ که حتی صدای رسانه های بیگانه را نیز درآورده است.عبدالکریم سروش در جلسه پرس و پاسخ که در دانشگاه تورانتو برگزار می شد اظهار نظرهایی کرد که تعجب همگان را برانگیخت.او با حرام خواندن همجنسگرایی از نگاه شرع، دینمداران را یکی از گروه های جامعه تلقی می کند و می گوید: «داخل حوزه دینی که تکلیفشان روشن است اما بیرون از فضای دینی کمی اوضاع فرق می کند. او گریزی به جوامع دینمدار می زند و می گوید، ممنوعیت های شرعی برای سن تکلیف است. انسان های امروزی مایلند یک انسان حقمدار باشند تا یک حیوان تکلیف گرا.»او به راحتی دینمداران را حیوانی تکلیفگرا خطاب می کند که اجازه هیچ انتخابی ندارد و مجبور به تکلیفی است که دین برای آنها قائل می شود و هیچ حقی برای انسان ها قائل نیست. تاکید سروش بر حقوق به جای تکلیف نشان از نگاه مغرضانه او به فریضه ای است به نام دین.او با نام بردن حقوق مانند: حقوق جنین، حقوق درختان و ... و با ذکر حقوق همسنجگرایان سعی در برابری این حقوق با هم دارند. او همجنسگرایی را یک حق می داند و به خود اجازه اظهار نظر در رابطه با چنین حقی را نمی دهد در حالیکه تمامی ادیان با همجنسگرایی مخالفت صریح خود را اعلام داشته اند.سروش مهمترین چالش در ایران را چالش میان اخلاق و حقوق می داند. او می گوید: «بسیار از مسایلی که در گذشته غیراخلاقی بوده امروز تحت  عنوان حق اخلاقی محسوب می شود.»مثالهایی که او بر تایید حرف های خود می زند بسی شگفت انگیز تر از تئوری پردازی های اوست: «در گذشته ارتباط جنسی با محارم اخلاقا ممنوع بوده ولی امر بعنوان یک حق شناخته می شود و چنانچه رضایت طرفین باشد مشکلی ندارد. در گذشته ارتباط یک زن شوهر دار اخلاقا مذموم بوده ولی امروزه یک حق محسوب می شود. یعنی اگر زنی چنین کاری کند هیچ قانونی حق ندارد گریبانش را بگیرد. حتی اجازه ندارد به اندازه یک جای پارک نامناسب او را جریمه کند. بی اخلاق یدر گذشته، امروز بعنوان حق مجاز می شود.»او دیدگاه خود را در این جلسه پرسش و پاسخ اینگونه پایان می دهد: «نزاعی بین حق و اخلاق درگرفته است. بسیار چیزهایی که در گذشته غیراخلاقی بود، امروز بعنوان حق ایجاد شده است. ما اگر می خواهیم در این رابطه اظهار نظر کنیم باید از این دیدگاه وارد شویم.»اظهارات سروش که خود را یک مدرس مسایل دینی می داند بازتاب گسترده ای در رسانه های بیگانه داشته است. سایت خودنویس در مقاله ای تحلیلی به مذمت و لگدمال شدن انسانیت در حرفهای سروش اشاره می کند و می گوید: «سروش می‌گوید بر خلاف گذشته که زنای با محارم، امری اخلاقا مذموم شمرده می‌شد، امروزه این رفتار یک «حق» شمرده می‌شود.خوشبختانه سروش از کلمه‌ای انگلیسی استفاده می‌کند، و راه را به تفسیرهای متفاوت که شگرد شعبده بازان زبانی است می‌بندد. او می‌گوید امروزه  زنای با محارم، یک حق است و هیچ کسی حق گرفتن گریبان مرتکبین را ندارد.  سروش روشن نمی‌کند در کجای دنیا چنین عملی «حق» انسان ها شمرده می‌شود. امروز اما به لطف پدیده اینترنت، نبایستی یافتن‌اش دشوار باشد.جستجوی گوگل برای کلمات  انگلیسی زنای با محارم در همان گام اول ما را به پاسخ می‌رساند. از کشوری که سروش در حال سخنرانی در آن هست شروع می‌کنیم در مدخل ویکی می‌خوانیم «مطابق قانون کانادا، زنای با محارم به معنای ارتباط  جنسی داشتن با خواهران و برادران (تنی یا ناتنی)، فرزند/والد، و نوه/جد با آگاهی از ارتباط خونی ممنوع می‌باشد. مجازات این عمل می‌تواند تا 14 سال زندان باشد.» اما نمی‌بایست زود قضاوت کرد، شاید در بخشی دیگری از جهان صنعتی یا به اصطلاح مورد علاقه سروش، غرب، زنای با محارم «حق»‌ است.  مطابق مدخل ویکی،  زنای با محارم در تمامی ایالات متحده ممنوع و قابل مجازات می‌باشد، البته همانطور که معمول این کشور است، هر ایالتی مجازات متفاوتی را اعمال می‌کند. در بریتانیا، آلمان، فرانسه، لهستان، ایرلند، سوئد، دانمارک و سوئیس، قوانین مصرحی برای مجازات مرتکبین زنای با محارم وجود دارد. ظاهرا منظور سروش از کشورهایی که «حق» زنای با محارم را به رسمیت می‌شناسند، ترکیه، اسرائیل و برزیل است. این وارونه‌سازی چه دلیلی دارد؟ این دروغ بافی آشکار با چه هدفی صورت می‌گیرد


    معادل انگلیسی زنای با محارم


    incets




     



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» رادار خاموش »» date:26/1/91 «» 9:19 ع

    ایران با خاموش کردن رادار نفتکش ها به فروش نفت ادامه می دهد



    علی‌رغم تحریم‌های شدید نفتی علیه ایران، منابع نفتی و بازرگانی می‌گویند ایران با خاموش کردن سیستم ردیابی نفتکش‌های خود، ضمن پنهان کردن طرف معامله، همچنان به فروش و انتقال نفت ادامه می‌دهد.منابع صنایع نفتی، بازرگانی و کشتیرانی به خبرگزاری رویترز گفته‌اند که دولت ایران به ناخداهای «شرکت ملی نفتکش ایران» دستور داده است تا جعبه سیاه دستگاه‌های گیرنده خود را که برای نظارت بر جابه‌جایی‌های کشتی‌ها نصب شده خاموش کنند و به همین دلیل در حال حاضر بیشتر نفتکش‌های متعلق به «شرکت ملی نفتکش ایران» با رادار خاموش حرکت می‌کنند.این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که در شرایط عادی، تانکرهای نفتی سیستم‌های ردیابی خود را خاموش نمی‌کنند.طبق قوانین بین‌المللی، کشتی‌ها موظف هستند حین حرکت در آب‌ها، سیستم ردیابی خود را روشن نگاه دارند و تنها ناخدای کشتی می‌تواند به دلایل ایمنی و با کسب اجازه از سوی کشوری که پرچمش بر روی کشتی نصب شده، این سیستم را خاموش کند.اما در حال حاضر، به گفته رویترز، از 25 نفتکش عظیم ایران، تنها هفت نفتکش دستگاه‌های گیرنده خود را روشن نگاه داشته‌اند و همچنین منابع صنایع کشتیرانی می‌گویند از 9 تانکر کوچک «شرکت ملی نفتکش ایران» که قابلیت عبور از کانال سوئز را دارد، تنها سیستم ردیابی دو نفتکش از این ناوگان فعال است.این خبرگزاری می‌گوید در کنار این اقدام ناخداهای ایران، خریداران نفت ایران نیز به شدت معاملات خود را پنهان می‌کنند.یک منبع نفتی که پیشتر با ایران معاملات نفتی داشته می‌گوید ایران با کمک مشتریان نفتی خود در تلاش است تا حد ممکن نقل و انتقال‌های نفتی خود را پنهان کند.رئیس یک شرکت تجارت نفت به رویترز گفته است: «افرادی که در این معاملات نفتی دست دارند بسیاری مخفیانه عمل می‌کنند. آنها راجع به این معاملات در نامه‌های الکترونیک خود یا تلفن حرفی نمی‌زنند.»علی‌رغم این دشواری‌ها اما نمی‌توان به طور دقیق مشخص کرد که آیا صادرات نفت ایران کاهش یافته است یا خیر.رستم قاسمی، وزیر نفت ایران، گفته است که صادرات نفت خام کشور در سال گذشته دست‌کم 2.2 میلیون بشکه در روز بوده است.در عین حال به گفته سازمان‌های معتبر نفتی نظیر «سازمان بین‌المللی انرژی»، صادرات «علنی» نفت خام ایران در ماه مارس به حدود 1.9 میلیون بشکه در روز کاهش یافته استاین آمار در حالی ارائه شده است که از دیگر سو داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد که میلیون‌ها بشکه نفت خام ایران که هفته‌های گذشته در نفتکش‌های ایران انبار شده بود اکنون ناپدید شده‌اند و هنوز مشخص نیست آیا این ذخیره‌ها به طور پنهانی صادر شده‌اند، در جای دیگری انبار شده‌اند یا این‌که در دریا ذخیره شده‌اند.ایران که دومین کشور بزرگ تولیدکننده نفت در اوپک به شمار می‌رود گفته است با روی آوردن به مشتری‌های جدید نفتی، با تحریم‌ها مقابله خواهد کرد



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» عقب نشینی »» date:21/1/91 «» 9:11 ع

     


    عقب‌نشینی هسته‌ای آمریکا و اسرائیل در برابر ایران


    به گزارش خبرگزاری فارس یک پایگاه تحلیلی-اطلاعاتی مدعی شد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص برخی مسائل درباره برنامه هسته‌ای ایران قبل از برگزاری نشست آتی مذاکرات 1+5 با ایران، توافق کرده‌اند اما این توافق حاکی از عقب‌نشینی آشکار آمریکا و این رژیم از خواسته‌های قبل آنان است.دبکا فایل که به منابع اطلاعاتی صهیونیستی نزدیک است، به نقل از منابعی در واشنگتن اعلام کرد که واشنگتن و تل‌آویو توافق کرده‌اند که ایران 1000 دستگاه سانتریفیوژ را برای خود حفظ کند.این منابع افزودند که این دو همچنین توافق کرده‌اند که ایران 1000 کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده 3.5 درصد را نیز حفظ کند در حالیکه در مذاکرات قبل جبهه غرب خواستار خروج کامل اورانیوم غنی‌شده ایران از خاک این کشور بود.بنا بر این گزارش، واشنگتن و رژیم صهیونیستی همچنین توافق کردند که ایران به هیچ میزان اورانیوم 20 درصد غنی‌شده را در خاک خود نگاه ندارد.دبکا افزود که واشنگتن و تل‌آویو نزد خود توافق کرده‌اند که این امر، نتیجه نهایی مذاکرات آتی شش کشور با ایران در ترکیه باشد که قرار است 14 آوریل (شنبه آینده 26 فروردین) در ترکیه برگزار شود.هنوز روشن نیست که این دو چگونه قصد دارند چین و روسیه را در این خصوص با خود همراه کنند. اما منابع آمریکایی اعلام می‌کنند که به نظر می‌رسد که توافق پکن و مسکو نیز حاصل شده است.دبکا به نقل از منابعی که آنان را ایرانی توصیف کرد افزود: منابع ایرانی نیز اعلام کردند که سران ایران معنای این توافق آمریکا و اسرائیل را بخوبی می‌دانند چرا که دولت اوباما خلاصه‌ای از این توافق را از طریق کانال‌های محرمانه به سران ایران منتقل کرده است و همین امر علت [مخالفت و] تاکید ایران بر حفظ اورانیوم 20 درصد غنی‌شده [در خاک خود] است.دبکا افزود: پس از آنکه ایران شاهد موافقت آمریکا و اسرائیل با ادامه غنی‌سازی و حفظ مقادیر کم‌غنی‌شده اورانیوم است، حتی قبل از اینکه مذاکرات در مرحله جدید آغاز شود و حتی بدون اینکه ایران موضع خود را اعلام کند، تهران کار خود را برای حفظ غنی‌سازی 20 درصد آغاز کرده است.


    اختلافات بنیامین نتانیاهو و ایهود باراک


    دبکا تصریح کرد که بنیامین نتانیاهو و ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی هنوز این توافق خود را به هیچ عضوی در کابینه یا محافل سیاسی و نظامی [رژیم صهیونیستی] اعلام نکرده‌اند اما سخنان اخیر آنان در ساعات اخیر نشان‌دهنده اختلاف میان نتانیاهو و باراک درباره مسئله هسته‌ای ایران است.دبکا افزود: نتانیاهو روز یکشنبه خواستار توقف کامل همه روند غنی‌سازی در ایران و خارج شدن اورانیوم غنی‌شده از این کشور شد. در حالی که ایهود باراک سخنانش نزدیک به توافق محرمانه نتانیاهو با باراک اوباما بود گفت که او موافق ادامه غنی‌سازی اورانیوم با غنای کم و باقی ماندن چند صد کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در خاک ایران است. همچنانکه سخنان ماریو مونتی نخست وزیر ایتالیا که به قدس [اشغالی] سفر کرده و اعلام کرد که موضع اسرائیل تغییر نکرده است و شش کشور باید از ایران بخواهند که غنی‌سازی را متوقف کند، مطلب نادرستی است. چرا که موضع اسرائیل اساسا تغییر کرده و تسلیم موضع ایران شده که [این موضع] همان غنی‌سازی است جز [غنی‌سازی برای] تحقیقات پزشکی [در حد 20 درصد].دبکا تاکید کرد، می‌توان عامل امتیازدهی اساسی نتانیاهو را اینگونه برشمرد که وقتی که آمریکا و اسرائیل با دادن این امتیازها موافقت کردند و ایران به شرط گذاشتن خود ادامه داد دیگر اوباما نمی‌تواند با اقدام نظامی اسرائیل علیه برنامه هسته‌ای ایران مخالفت کند.بر اساس گزارش دبکا، توافق نتانیاهو به اوباما این اختیار را داد که وی ایرانی‌ها را از طریق کانال‌های محرمانه بر سر میز مذاکره بیاورد. این کانال باز خواهد بود و آمریکا احتمالا به واسطه ترفندهای ایران مجبور خواهد شد با تهران سازش‌های بیشتری انجام دهد، تا اینکه به اسرائیل چراغ سبز حمله به ایران را بدهد.


    دبکا افزود که موافقت نتانیاهو و باراک اوباما با ادامه یافتن غنی‌سازی در ایران و حفظ مقادیر غنی‌شده سبب شد که محمود احمدی‌نژاد یکشبنه 8 آوریل سه خواسته جدید برای آمریکا و از طریق آن برای اسرائیل مطرح کند که قرار است شنبه آینده در ترکیه در ابتدای مذاکرات مطرح شود.


    بنا بر این گزارش، شروط ایران به قرار ذیل است


    اول ایران بر استفاده و راه‌اندازی سیستم جدید و تبدیل مقادیر اورانیوم 3.5 درصد غنی‌شده‌ای که در اختیار دارد، به میله‌ سوختی اصرار دارد. در این مرحله ایران اعلام می‌کند که میله سوختی تولید می‌کند به طوری که در مرحله دوم صفحه سوخت را تولید خواهد کرد


    دوم ایران امکان تولید بومی میله‌های سوخت هسته‌ای برای نیروگاه آب‌سنگین در حال ساخت اراک را خواهد داشت


    سوم رآکتور هسته‌ای نیروگاه بوشهر که اکنون در حال کار با 75 درصد ظرفیت تحت مدیریت مهندسان روسی است، تهران می‌خواهد که مدیریت کامل این رآکتور در اختیار مهندسان ایرانی قرار بگیرد.


     دبکا تاکید کرد که این سه مورد، شروط ایران در مقابل خواسته شش کشور مذاکره کننده با ایران خواهد بود



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» استانبول »» date:12/1/91 «» 10:47 ع

    آیا نشست استانبول  می تواندپرونده هسته ای ایران را از بن بست خارج کند


    وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که نشست ایران و گروه 1+5 روز 25 فروردین در استانبول ترکیه برگزار خواهد شد.به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس، هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که ایران و شش قدرت جهانی موافقت کردند که نشست آتی آنها روز 13 آوریل25 فروردین در استانبول ترکیه برگزار شود.کلینتون این موضوع را طی کنفرانس مطبوعاتی پس از کنفرانس امنیتی در عربستان سعودی اعلام کرد.آخرین دور مذاکرات ایران و گروه 1+5 حدود 14 ماه پیش در استانبول ترکیه برگزار شد اما این گفت‌وگوها به دلیل اختلافات دو طرف درباره موضوعات مورد بحث بدون نتیجه به پایان رسید.رسانه های غربی می گویند که کشورهای غربی امیدوارند در گفتگوهای پیش روی هسته ای، موافقت ایران را با توقف غنی‌سازی با درجات بالاتر از 20 درصد جلب نمایند.آخرین دور این گفتگوها که حدود یکسال قبل در استانبول برگزار شد، با شکست مواجه شد چرا که غربی ها همچنان خواهان دست کشیدن ایران از فن آوری هسته ای بودند. این در شرایطی بود که ایران، یک سال قبل از گفتگوها، در توافق با ترکیه و برزیل، حتی پذیرفته بود که غنی سازی بیست درصدی را آغاز نکند اما آمریکا و غرب این توافق را بی اثر کردند.پس از آن، ایران برای تامین سوخت نیروگاه پزشکی تهران، غنی سازی بیست درصدی را آغاز کرد.اکنون، به گزارش خبرگزاری رویترز از وین دیپلمات‌ها و تحلیل‌گران می‌گویند درخواست از ایران برای توقف غنی‌سازی اورانیوم با خلوص 20 درصد و بالاتر از آناز اولویت‌ها و اهداف اصلی گفتگوهای پیش رو خواهد بود. گرگ تیلمان از پژوهشگران موسسه تحقیقاتی کنترل تسلیحات در واشنگتن در گفت‌وگو با رویترز می‌گوید: «احساس ما این است که کاخ سفید این بار نسبت به اتخاذ یک استراتژی واقع‌گرایانه علاقمندی نشان می‌دهد. تمرکز بر توقف غنی‌سازی 20 درصدی به‌عنوان گام اول برای اعتمادسازی اقدامی واقع‌گرایانه به نظر می‌رسد.»رسانه های غربی به نقل از متخصصان می‌گویند متقاعد کردن ایران به توقف غنی‌سازی در سطوح بالا می‌تواند راهی برای برون‌رفت از بن‌بست بگشاید.


    با اینحال به نظر می رسد که هنوز مقاومت هایی در قبال یک موضع واقع گرایانه وجود دارد. گزارش رسانه های غربی نشان می دهد که تن دادن به رویه ای منطقی تر، هنوز بر کاخ الیزه و سارکوزی، سخت می آید. ظاهرا دولت سارکوزی می گوید که به رسمیت شناختن حق غنی سازی برای ایران خلاف مصوبات شورای امنیت است. لندن نیز تاکنون در این زمینه موضع چندان شفافی اتخاذ نکرده است.تاکنون، آمریکا، روسیه، چین و برخی کشورهای اروپایی، بر حق ایران بر بهره مندی از فن آوری صلح آمیز هسته ای تایید گذاشته اند.اما محققان موسسه علوم امنیت بین‌الملل در آمریکا معتقدند تعیین سقف غنی‌سازی پنج‌ درصدی برای ایران می‌تواند گامی در جهت یک توافق موقت و راهگشای مذاکرات جدی‌تر و موثرتر با جمهوری اسلامی ایران باشد.رسانه های غربی به نقل برخی از "منتقدان" هشدار می دهند که پذیرش توقف غنی‌سازی 20 درصدی از سوی ایران نباید موفقیت تلقی شود.


    در همین زمینه آفای حسین موسویان" از اعضای سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران که الان به عنوان محقق مهمان در دانشگاه "پرینستون" آمریکا مشغول فعالیت است، سرمقاله‌ای را در روزنامه آمریکایی "بوستون گلوب" تحت عنوان "راه‌حل‌های واقعی برای بن‌بست هسته‌ای با ایران" منتشر کرد. ایشان 4 فاز را برای حصول توافق در مذاکرات ایران با 1+5 را توصیه می‌کند که در فاز اول آن ایران غنی‌سازی 20 درصد را متوقف کند و در نقطه مقابل و به طور همزمان 1+5 میله‌های سوخت را به ایران داده و تحریم‌های نفتی و بانک مرکزی تهران را تعلیق کند.در فاز دوم وی پیشنهاد می‌کند که ایران کد ترتیبات اجرایی 3.1 را اجرا کرده و به سوالات آژانس درباره ابعاد نظامی را پاسخ دهد. در نقطه مقابل هم 1+5 باید حق ایران برای داشتن انرژی هسته‌ای تحت پادمان ان‌پی‌تی را به رسمیت شناخته و تحریم‌های سازمان ملل مرتبط با امور هسته‌ای را تعلیق کند.در فاز سوم وی پیشنهاد می‌کند که ایران اجازه بازرسی کامل به بازرسان آژانس از سانتریفیوژها داده و غنی‌سازی خود را محدود به تاسیسات موجود کند. ایران به عنوان گام اعتمادساز، سوختی را برای مصارف داخلی استفاده نمی‌کند، در اختیار نداشته باشد. در عوض 1+5 تحریم‌های یکجانبه در زمینه امور هسته‌ای را تعلیق کرده و کالاهای غیرنظامی (نظیر کالاهای صنعت هواپیمایی) را رفع تحریم کند و با ایران در زمینه صنعت هسته‌ای همکاری کند.وی در فاز چهار پیشنهاد می‌کند به به منظور تضمین شفافیت بادوام، ایران پروتکل الحاقی و کد ترتیبات اجرایی 3.1 را مصوب کرده و همکاری خود را با آژانس به حداکثر رسانده و تا زمانی که ابهامات آژانس رفع نشده، ساخت تاسیسات جدید غنی‌سازی را متوقف کند. در مقابل 1+5 تمام تحریم‌های سازمان ملل و یکجانبه علیه ایران را بردارد.



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» سلمان رشدی »» date:25/11/90 «» 8:23 ص

    اجرای حکم سلمان رشدی و مواضع حضرت روح الله ره


    نویسنده:ابوالفضل صدقی


    با پایان جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه 598 شاید گروهی تصور می کردند می بایست جهت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی به سوی واقع گرایی و تصور واقعی از صحنه روابط بین الملل سوق یابد؛ ولی اهانت «سلمان رشدی» به مقدسات اسلام و شخص پیامبر اسلام(ص) و واکنش شدید امام خمینی(ره) نسبت به وی، ثابت کرد که در هر شرایطی امام(ره) اجازه نمی دهد تا خللی در اصول سیاست خارجی ایجاد شود و مبارزه با جهان کفر و شرک تعطیل نخواهد شد. امام خمینی(ره) در ماه های آخر عمر شریف شان نه تنها از اصول و ارزش های انقلابی دست نکشیدند، بلکه در راه مبارزه با غرب و شرق برای اعتلای ارزش های اسلامی مصمم تر نیز شدند.
    بعد از توهین و اهانت سلمان رشدی به پیامبراعظم(ص) و قرآن، امام خمینی(ره)، در تاریخ (25/11/1367) در پیامی درباره سلمان رشدی مرتد فرمودند:
    «انا لله و انا الیه راجعون:
    به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانیم مولف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعاً آنها را اعدام کند تا دیگر کسی جرئت نکند به مقدسات مسلمین توهین کند و هر کسی در این راه کشته شود شهید است. ان شاءالله
    ضمناً اگر کسی دسترسی به مولف کتاب را دارد، ولی قدرت اعدام آن را ندارد او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.»
    از فردای صدور حکم، یعنی (26/11/1367) تظاهرات وسیعی در ایران و جهان به حمایت از حکم امام(ره) به وقوع پیوست. در ایران، دولت عزای عمومی اعلام کرد و از هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان خواست که در مقابل این حرکت استکبار بایستند. مسلمانان کشورهای دیگر نیز با انجام حرکت هایی از حکم امام(ره) حمایت کردند.
    آمریکا از انتشار کتاب دفاع کرد و انگلیس تأسف خویش را از فتوای امام(ره) اعلام کرد! وزارت امور خارجه، سفیر و کاردار چند کشور اروپایی را که نسبت به فتوای امام(ره) موضع غیرمنطقی اتخاذ کرده بودند، احضار و به موضع گیری دولت های آنها شدیداً اعتراض کرد. کشورهای اروپایی ابتدا آلمان و بعد کشورهای بازار مشترک اروپا در اول اسفند 1367 تصمیم جمعی بر فراخوانی سفرا و کارداران خویش از تهران را گرفتند.
    دولت انگلیس که حامی اصلی سلمان رشدی در این ماجرا بود، همواره مواضع غیر اصولی در این خصوص اتخاذ می کرد؛ لذا مجلس شورای اسلامی، وزارت امور خارجه ایران را موظف کرد در صورتی که دولت انگلستان حداکثر ظرف مدت یک هفته، مخالفت خود را با موضع گیری های غیر اصولی در مقابل جهان اسلام و جمهوری اسلامی و مطالب کتاب ضد اسلامی «آیات شیطانی» رسماً اعلام نکند، روابط سیاسی فی مابین را قطع نماید. دولت انگلیس اظهار تأسف کرد، ولی به طور رسمی عذرخواهی نکرد؛ از این رو جمهوری اسلامی ایران نیز بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی در 16 اسفند 1367 رسماً روابط سیاسی خود را با انگلیس قطع کرد.
    در همان اسفند 1367 دولت جمهوری اسلامی ایران خواستار آن شد که موضوع کتاب «آیات شیطانی» در دستور کار وزرای امور خارجه و سران کشورهای عضو کنفرانس اسلامی قرار گیرد. از آنجا که فشار مسلمانان بر سلمان رشدی زیاد شده بود و او هر لحظه خود را در برابر مرگ می دید، شایعه شد اگر رشدی عذرخواهی کند و توبه کند، حکم اعدام وی لغو می شود، ولی امام خمینی(ره) فرمودند: «اگر رشدی توبه کند و زاهد زمان هم بشود، حکم قتلش واجب است.»
    شاید کسی بگوید این همه مقاومت و پرداخت هزینه برای کتاب «آیات شیطانی» به چه منظور بوده است؟ آیا جمهوری اسلامی نمی توانست از طریق نهادهای بین المللی و دیپلماسی اهداف خود را دنبال کند؟ پاسخ به این سوالات است که تفاوت مکتب سیاسی امام خمینی(ره) را با دیگر مکاتب نظری غرب آشکار می سازد. واقعیت آن است که امام خمینی(ره) به نظام بین الملل برای حمایت از مستضعفان هیچ اعتمادی نداشت، بلکه به اصل خودیاری و اتکا به خویش توجه می کرد و انجام تکلیف را بر همه چیز مقدم می دانست و از مرکز قدرت استکباری نیز واهمه ای نداشت و از ترس واقعیت های مادی، از حقیقت چشم نمی پوشید و قدرت خداوند را بالاتر از همه می دانست.
    امام خمینی در همین زمینه، چند ماه قبل از رحلت خود فرمودند:
    «امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت کرد. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت. من باز هم می گویم، همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان به خیال خام خودشان بیرون نبرند آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور ... باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است، منصرف کند ....
    من بار دیگر از مسئولان بالای نظامی جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیسم نکشند که هنوز در قدم های اول مبارزه جهانی علیه غرب و شرقیم. مگر بیش از این است که ما]به[ ظاهر از جهانخواران شکست می خوریم و نابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه دار می روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند، ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
    بر اساس همین نگارش است که امام خمینی(ره) هیچ گاه در برابر ماجرای سلمان رشدی و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر(ص) و اسلام عقب نشینی نکرد. ایشان تحلیل های واقع گرایانه و مادی را که مرعوب مراکز قدرت بین المللی بود برنمی تافت و به امت حزب الله تأکید فرمودند:
    «روحانیون و مردم عزیز حزب الله و خانواده های محترم شهدا حواس شان را جمع کنند که با این تحلیل ها و افکار نادرست خون عزیزان شان پایمال نشود. ترس من این است که تحلیلگران امروز ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق قوانین و اصول دیپلماسی بوده است یا خیر؟ و نتیجه گیری کنند که چون بیان حکم، خود آثار و تبلیغاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر(ص) و اسلام و مکتب بگذریم.»
    البته تصمیم امام خمینی(ره) در قضیه سلمان رشدی خالی از درایت و عقلانیت نبوده است و بر اساس شناخت ایشان از غرب صورت گرفته است. امام خمینی می خواست ثابت کند که تمامی واقعیت آن نیست که تحلیلگران مرعوب بیان می دارند، بلکه اگر ایستادگی و مقاومت به وجود آید واقعیت ها تغییر خواهد کرد؛ لذا در همین خصوص می فرمایند:
    «همه ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه عینی و عملی پیدا کند. راستی به چه علت است که در پی اعلام حکم شرعی و اسلامی مورد اتفاق همه علما در مورد یک مزدور بیگانه این قدر جهانخواران برافروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آن به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده اند؟ غیر از این نیست که آنان اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پرحماسه می دانند و از اینکه فضای شرارت آنان محدود شده است و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمی توانند، علیه مقدسات قلم فرسایی کنند، مضطرب شده اند ... استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک و حصر اقتصادی را به میان بیاورد ما در جا می زنیم و از اجرای حکم خداوند بزرگ صرف نظر می نماییم. ما کینه دنیای غرب را با جهان اسلام و فقاهت، از همین نکته ها به دست می آوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست؛ قضیه آنان حمایت از جریان ضداسلامی و ضدارزش است ... آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می کنند که باید در سیاست و اصول دیپلماسی خود تجدیدنظر کنیم و ما خامی کرده ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقع گرایانه عمل کنیم آنان با ما برخورد متقابل انسانی می کنند و احترام متقابل به ملت ها و اسلام و مسلمین می گذارند، این یک نمونه است که خدا می خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز «آیات شیطانی» در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشی به در آییم.»
    در مکتب سیاسی امام خمینی(ره) رئالیسم سیاسی که تنها به ارزیابی مادی منابع قدرت می پردازد، مطرود است و در جهت گیری سیاست خارجی نقشی ندارد؛ زیرا اگر تحلیلگران بر اساس نظریه واقع گرایی به اندازه گیری قدرت بپردازند، همواره باید نظام سلطه جهانی را پذیرفت و به اندازه قدرت مادی خود به دنبال منافع ملی بود. آیا با این نگاه، مستضعفان جهان می توانند در برابر مراکز قدرت و ثروت جهان صف آرایی کنند و یا از طریق نهادهای بین المللی که خود وابسته به این مراکز هستند به دنبال احقاق حقوق خود باشند؟ در مکتب سیاسی امام خمینی(ره) اعتماد به ابرقدرت های جهان ساده اندیشی است و توجه به توده های انقلابی و عدالتخواه در سراسر جهان عقلانی است. این مفاهیم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای موج می زند.



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» کتاب لاتین »» date:24/11/90 «» 10:10 ع

     


    کتاب های جدید لاتین ورودی به کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه


    1-Advances in global leadership.-9ed. By William H. Mobley


    2-America and the imperialism of ignorance: US foreign policy since 1945.-(Andrew Alexander)-


     3-Economics of war and peace: political perspectives economic, legal and perspectives.- (ed. by Benjamin E. Goldsmith


    4-Europe 2020: competitive or complacent?.-(Daniel S. Hamilton)-


     5- Government secrecy.-(ed. by Susan Maret)-


     6-Living standards in Latin American history: height, welfare, and development, 1750-2000.-(ed. by Ricardo D. Salvatore


    7-Political power and social theory.-(ed. byJulian Go)-


    8-Research in social movements, conflicts and change.-(ed. by Patrick G. Coy)


     9-Special issue interdisciplinary legal studies: the next generation .-( ed. by Austin Sarat)


    10-Studies in law, politics, and society.-(ed. by Austin Sarat)


    11-The National question and the question of crisis.-(ed. by Paul Zarembka)


    12-A Fistful of rice: my unexpected quest to end poverty through profitability.-(Vikram Akula


    13-Afghanistan and Pakistan: conflict, extremism, and resistance to modernity.-(Riaz Mohammad Khan)


    14-Arming without aiming: India"s military modernization.-(Stephen P. Cohen and Sunil Dasgupta)


    15-Between threats and war: U.S. discrete military operations in the post-Cold War world.-(Micah Zenko)


    16-Cambodia"s curse: the modern history of a troubled land.-(Joel Brinkley)


    17-Financial globalization, economic growth, and the crisis of 2007-09.-(William R. Cline)


    18-Full spectrum diplomacy and grand strategy: reforming the structure and culture of U.S. foreign policy.-(John Lenczowski)  


    19-Global Warming Gridlock: Creating More Effective Strategies for Protecting the Planet.-(David G. Victor)   


    20-Inside Austria: new challenges, old demons.-(Paul Lendvai; translated by Ann Major)


    21-Shifting the balance: Obama and the Americas.-(ed. by Abraham F. Lowenthal, Theodore J. Piccone, Laurence Whitehead)  


    22-The Anatomy of Israel"s survival: Hirsh Goodman


    23-The Perils of proximity: China-Japan security relations.-(Richard C. Bush)


    (24Treasure islands: uncovering the damage of offshore banking and tax havens.-(Nicholas haxson



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» آزادی بیان »» date:28/10/90 «» 11:24 ع

     


     آزادی بیان، مقید به منطق و اخلاق


    به دنبال انتشار مقاله جناب آقای علایی و برنامه تلویزیونی  آقای دکتر افروغ واکنش های متفاوتی در بین نخبگان ومردم ایجاد شد گروهی انتقاد از رهبری ونظارت بر ایشان را پیش کشیدند که جامعه آزاد دمکرات واسلامی حق دارد رهبر خویش را حتی آگر امام معصوم باشد به سوال بکشد آقای دکتر افروغ از قول حضرت امام (ره)در صحیفه نور جلد پنج صفحه 409 نقل به مضمون کردند وفرمودند اگر احدی از احاد جامعه بخواهد رهبر را استیضاح کند حق دارد و رهبر باید پاسخ بگوید واگر پاسخی نداشت خود به خود معزول است.در این زمینه لازم است به سهم خویش چند مطلب را بیان دارم


    اول -اینجانب آزادی بیان را بدون حب و بغض های سیاسی حق ملت فهیم ایران میدانم هر چند که درجایگاه پرسش از مقام معظم رهبری باشد وحضرت آقا خود نیز آن را تشویق نموده ا ند. دوستداران ولایت از یک طرف باید به سوالات وشبهاتی که مربوط به مقام معظم رهبری است پاسخ گویند(همانند پاسخ وبلاگ امیری حسین    به پنجاه شبهه ودروغ تاریخی مستند بی بی سی فارسی با عنوان خاک پاشی بر آفتاب)و از طرف دیگر نمایندگان خبرگان ملت با نظارت بر نهاد رهبری ونهاد های تحت الامر ایشان معظم له را در اداره بهتر کشور یاری رسانند.ویا اینکه نمایندگان مجلس همانطور که حضرت آقا خود فرمودند حق دارند از تمامی مراکز زیر نظر ایشان تحقیق وتفحص به عمل آورند


    دوم -به نظر میرسد تهمت و بی انصافی همانند مقاله آقای اعلایی متفاوت از سخنان ونقد منصفانه آقای دکتر افروغ میباشد یکی به دنبال اهداف سیاسی، ،سیاه نمایی وتهمت است ولی دیگری آزادی بیان مقید به منطق واخلاق را دنبال میکند


    سوم-گروهی جوری سخن می گویند که انگار احدی در این کشور حق سخن گفتن ونفس کشیدن راندارد در حالی که هر روز در تاکسی ،اتوبوس،مترو ،دانشگاه ها،ادارات افرادی را می بینم که به راحتی سخن گفته وهر چه را که بخواهند وبه هر که بخواهند میگویند و آشکار ترین دروغ ها را به زبان میاورند ولی کسی متعرض آنها نمیشود نمونه بارز این آزادی مقاله سردار اعلایی است که در روزنامه زیر نظر مقام معظم رهبری به بالاترین مقام این کشور نه نقد بلکه تهمت میزند ولی صاف صاف راه میرود ودر دانشگاه های همین کشور به تدریس خود ادامه میدهد و...


    چهارم-هر چند مقاله جناب آقای علایی به جای نقد منصفانه حاوی دروغ وتهمت های فراوان است که دل هر عاشق رهبری عزیز  را به درد میآوردولی این مجوزی برای گروه اندکی نمیباشد که با هدایت افراد نا معلوم وشاید دشمن به اسم حمایت از ولایت به درب خانه ایشان رفته وبرای اهل منزل استرس ایجاد کرده ودر و دیوار خانه اقای اعلایی  را پر از شعار نمایند بدون شک این حرکات دفاع جانانه از ولایت را ضعیف کرده واصل مطلب گم میشود همچنان که فتنه بزرگ سال 88 را خواستند در ماجرای کهریزک گم نمایند و مسایل فرعی را اصلی کنند ولی از آن طرف همچه خوب است افرادی که به راحتی برچسب‌هایی چون “ضد انقلاب”، “منافق”، “بی‌بصیرت” و “ضدولایت‌فقیه” را در معرفی و حمله به شخصیت‌ها استفاده می‌کنند یک‌بار به تفاسیر همین واژگان از سوی رهبر فرزانه انقلاب نیز مراجعه کنند تا به توهم دفاع از ایشان هر گونه عملی را جایز ندانند. برای مثال رهبر عزیز انقلاب در پاسخ به سؤال نماینده جنبش عدالت‌خواه دانشجویی از ایشان در مورد تعریف ضدولایت‌فقیه می‌فرمایند” این برادر عزیزمان می‌گوید«ضدولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن . اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم…. اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد.” و یا برای مثال ایشان در سال 88 در ضمن یک سخنرانی و در مقابل شعار “مرگ بر منافق” و “مرگ بر ضدولایت‌فقیه” حضار می‌فرمایند” مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق ؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر می‌کنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیص‌ها خیلى باید مراقبت کنید


    پنجم -مقام معظم رهبری ،که عارف وارسته مولوی قندهاری او را سپهسالار امام زمان (عج) میداند خود از طرفداران جدی آزادی بیان میباشد که جهت اطلاع خوانندگان محترم وبلاگ تنها گوشه ای از نظرات ایشان در این زمینه را نقل مینمایم تا بیشتر با اندیشه های این مرد بزرگ الهی آشنا شویم


    ایشان در پیام ارزشمندی که در پاسخ به نامه ی فضلای حوزه داشتند، بر نقش محوری حوزه های علمیه تاکید و درباره ی ضرورت نهضت علمی آزاد اندیشی، تولید علم و نظریه پردازی، احیای مجدد تمدن درخشان اسلام و ... مطالب مهم و بنیادینی را ارائه فرموده اند که موارد ده گانه ذیل تاکید بر آزاد اندیشی وسفارش به آن میباشد


    ایجاد نشاط اجتهادی; تولید فکر علمی و دینی; شجاعت نظریه پردازی و مناظره ی روشمند; وفاداری به اصول، اخلاق و منطق;   آزادی، مناظره، نقد و انتقاد; تعیین حد و حدود آزادی، اخلاق و منطق; ادب استفاده از آزادی; تضارب آرا و عقول; شناخت شبهات و پاسخگویی به شبهات و پرسش های نظری; نهادینه شدن جنبش پاسخ به سؤالات ، مناظرات علمی و نظریه پردازی


    از آنجا که معظم له به توطئه وسوء استفاده دشمنان آگاه بوده پیشنهاد مینماید مباحث تخصصی در محافل تخصصی بیان شود


    بنده به معناى حقیقى و وسیع کلمه معتقد به آزادى بیانم؛ منتها برخى از حرف‌ها جایش در منبرهاى عمومى نیست؛ جایش در مباحث تخصصى است. بله، چند نفر فقیه بنشینند، چند نفر حقوقدان بنشینند، چند نفر فیلسوف بنشینند، چند نفر جامعه‌شناس بنشینند درباره‌ى اساسى‌ترین مسایل و درباره‌ى اصل توحید با هم بحث کنند؛ یکى رد کند، یکى قبول کند، یکى استدلال کند؛ بعد هم پخش بشود و جلوى چشم مردم قرار بگیرد؛ اما در محافل تخصصى این کار باید انجام بگیرد. درباره‌ى بینات انقلاب هم همین‌طور است؛ درباره‌ى مسایل اساسى نظام جمهورى اسلامى هم همین‌طور است؛ در مجالس تخصصى بحث انجام بگیرد. این نهضت آزاد فکرى که ما مطرح کردیم، براى همین است


    ایشان از آنجا که میداند ممکن است افرادی به اسم حمایت از رهبری کارهای خلاف شرع انجام دهند و دشمنان سوء استفاده نمایند میفرمایند


    مگر من بارها نگفتم در اجتماعی که کسانی که مخالف هستند هیچ کس نباید رفتار خشونت آمیز داشته باشد که این دشمن را خوشحال می کند، بارها این حرف را گفتم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمی کنیم؟! حتی اگر یک چیزی که خون شما را به جوش می اورد ، مثلا فرض کیند اهانت به رهبری کردند، باز هم باید صبر کنیم، سکوت کنید، اگر عکس مرا هم آتش زدند و پاره کردند باید سکوت کنیم، نیرویتان را حفظ کنید برای آن روزی که کشور به ان نیازمند است. برای آن روزی که نیروی جوان و مومن و حزب اللهی باید در مقابل دشمن بایستد و الاّ حالا فرض کنیم یک جوانی یا یک دانشجوی فریب خورده ای یک حرفی زد، یک کاری کرد، چه اشکالی دارد؟ من از او صرف نظر میکنم و اما یک مطلبی من به دشمن می گویم : (...) این دشمن ها بدانند خواب برگشتن آمریکا به این مملکت یک خواب پریشان و غیر قابل تعبیر است(...) آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولی العصر ارواحنا فداه بدهیم، ای سید و مولای ما ، پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده ایم ،بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راه پر افتخار، پر فیض، پر بهجت جان خودم را تقدیم کنم


      


     


     


     



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
    »» سلیمانی »» date:14/8/90 «» 1:47 ع

    قاسم سلیمانی کیست؟


    اینجا داخل ایران اسلامی، آنها که او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی که برخلاف آنچه امریکایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست


    هر قدر که داخل ایران، او را کم می‌شناسند، خارج از این مرزهای جغرافیایی، قصه‌های حیرت‌آوری از او بر سر زبان‌هاست که با آمیخته‌ای از راست و دروغ، شبحی ترسناک و هول انگیز از او ارائه می‌دهد که گویی همه منافع امریکایی‌ها را در خاورمیانه به خطر انداخته است و جالب آنکه هر قدر آنها او را ترسناک‌تر و هول‌انگیزتر معرفی می‌کنند، اینجا داخل ایران اسلامی، آنها که او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی که برخلاف آنچه امریکایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست


    هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کارهایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، یعنی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران خیلی خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آنها او را تروریست می‌خوانند، بارها و بارها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشورها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آنها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید تعجبی هم نباشد، آخر آنها از مبارزه با قاسم سلیمانی و نیروهایش ناتوان شده‌اند، به همین سادگی


    و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند


    شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد


    واقعیت آن است که گرچه غربی‌ها او را ژنرال می‌نامند و او فرمانده یک نیروی نظامی است و امریکایی‌ها دوست دارند قبل از هر چیز او یک تروریست به نظر برسد که فقط با عملیات‌های نظامی به اهدافش دست می‌یابد، اما خود نیز نمی‌توانند معترف نباشند که او، بی‌آنکه وارد عرصه نظامی شود، از بعد سیاسی به پیروزی دست می‌یابد، اتفاقی که او با تکیه بر ویژگی‌های اخلاقی‌اش و تکیه بر اصول انقلاب اسلامی که منشأ منش رفتاری او نیز هست، رقم می‌زند، نه با تکیه بر قدرت نظامی‌اش


    روزنامه امریکایی «مک کلثی» در سی‌ام مارس 2008 گزارش داده بود: «سلیمانی برای توقف درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی عراق که بیشترشان شیعه هستند و نیروهای رادیکال مقتدی صدر در شهر بصره، پا در میانی کرده است. . . یکی از نخستین و مهمترین پیروزی‌های سلیمانی بر امریکا در عراق، ایجاد برتری سیاسی بود، نه نظامی


    وی در ژانویه سال 2005، زمانی به عراق آمد که عراقی‌ها برای نخستین بار پس از سقوط صدام حسین، به پای صندوق‌های رأی می‌رفتند. در حالی که امریکا حمایت شدیدی از نخست‌وزیر شدن ایاد علاوی می‌کرد، سلیمانی فعالیت خود را در حمایت از شیعیان طرفدار ایران آغازکرد و به شدت به راهنمایی آنان برای پیروزی در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌های رنگی مردم عراق را پیروزی بزرگی برای دمکراسی دانست، اما علاوی و متحدانش شکست خوردند


    زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان نیز می‌گوید: «همان‌قدر که مقامات امریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت، تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد


    یکی از نمایندگان مجلس عراق که از دستیاران ارشد نوری المالکی هم هست، درباره سردار سلیمانی می‌گوید: «او فقط یکبار در این هشت ساله به عراق آمده است. او فردی است که آرام سخن می‌گوید و منطقی و بسیار مؤدب است. وقتی با او حرف می‌زنید، بسیار ساده برخورد می‌کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشناسید، نمی‌دانید چه قدرتی دارد، هیچ کسی نمی‌تواند با او بجنگد


    سردار قاسم سلیمانی و سردار شهید کاظمی در دوران دفاع مقدس


    قاسم سلیمانی آن گونه که آنها در موردش نقل می‌کنند، بی‌محافظ و فقط با دو همراه، به عراق رفته و در منطقه حفاظت شده توسط امریکایی‌ها، موسوم به منطقه سبز حضور یافته و دیدارهایش را در کمال آرامش سروسامان داده و بعد به ایران بازگشته است


    خیلی فرقی نمی‌کند که این ادعاها چقدر مستند است یا حتی چقدر می‌تواند صحیح باشد؛ همین مؤلفه‌ها و قصه‌های راست و دروغ دیگری که از او می‌گویند، برای ذهن شهروندان غربی که مقهور شانتاژهای رسانه‌ای دولت هایشان هستند، کفایت می‌کند تا به نمایندگان کنگره امریکا معترض نشوند که چرا دور هم نشسته‌اید و با صراحتی باور نکردنی، پیشنهاد ترور می‌دهید


     این ادعاها برای پروپیمان کردن پروژه ایران‌هراسی و به طور اخص، سپاه هراسی کفایت می‌کند؛ حتی اگر دلیلی بر درستی‌شان اقامه نشود! ذهن شهروند غربی، برای فریب چنین تبلیغاتی را خوردن، از مدت‌ها قبل آماده شده است. او به دیدن و شنیدن افسانه‌های هالیوودی عادت دارد!


    ما اما به قصه‌های هالیوودی عادت نداریم، آرمان ما حقیقت اتفاقی است که روز دهم محرم سال 61 هجری در صحرای کربلا روی داده است. این است که می‌گوییم کسی از آن جماعت امریکایی اگر توان ترور حاج قاسم سلیمانی را داشت، درنگ نمی‌کرد. این است که در برابر پیشنهاد ترور او می‌گوییم: بسم الله اگر حریف مایی


    قاسم سلیمانی مرموز نیست اما فرمانده سپاه قدس ایران است و همین فرمانده سپاه قدس ایران بودنش، کافی است تا جماعت امریکایی از او بترسند و در توجیه این ترس خویش، او را به نحوی اغراق‌آمیز، ترسناک معرفی کنند. بر این جماعت حرجی هم نیست البته؛ چه آنکه آدم ترسیده، اگر نخواهد که ترسو لقب بگیرد، باید علت ترس را ترسناک و ترسناک‌تر معرفی کند تا ترسش توجیه شود


    اینها، همه که گفتیم، آن هم از قول آنهایی که خارج مرزهای جمهوری اسلامی ایران هستند، تنها یک روی سکه بود؛ روی اشداء علی الکفار سردار قاسم سلیمانی؛ این روی سکه اما، در داخل مرزهای عقیدتی انقلاب اسلامی، او تمام قد سرباز ولایت است. از آن جنس آدم‌هایی که مکلف به تکلیفند و همه حیاتش را از جوانی تاکنون، وقف نهضت حضرت روح الله کرده است. این روی سکه، او، رحماء بینهم است


    جنگ که شد، قاسم سلیمانی جوان بنایی بود در کرمان؛ متولد اسفند 1336. سرش هم گرم کار خودش. جنگ که شد، بنایی را همان جا رها کرد و راهی جبهه شد. کمی بعدتر، این جوان بسیجی فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و بعد‌تر لشکری از همین بسیجی‌های آفتاب سوخته کویر تشکیل داد که شد لشکر 41 ثارالله


    جنگ که تمام شد، امنیت آن خطه کویری را که مستعد جولان اشرار بود به او سپردند و هنوز هم، هر قدر او، میان مردم کشورش ناشناخته باشد، مردم سیستان و بلوچستان و کرمان خوب می‌دانند که در آن سال‌های فرماندهی او، امن‌ترین دوران را گذرانده‌اند


    سال 1379، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، او را به تهران فراخواند و مسئولیت سپاه قدس را به او سپرد. مسئولیتی که قاسم سلیمانی را به کابوسی در ذهن امریکایی‌ها بدل ساخت. کابوسی که اگر دستشان برسد، خیلی زود، همچون عماد مغنیه ترورش خواهند کرد


    کابوسی که همان قدر که غربی‌ها را می‌ترساند، به جان ما، غروری مقدس می‌ریزد و اینها این روی سکه اوست، روی رحماء بینهم قاسم سلیمانی، فرماندهی با صلابت، با موهایی جوگندمی و بدنی لاغر و صورتی آفتاب سوخته و نگاهی محجوب و آرام. فرماندهی که در میان هم‌ولایتی هایش و در مراسمات و مجالس‌شان، خیلی خاکی و خودمانی حضور دارد. فرماندهی که اگر لباس نظامی تنش نباشد، کسی حدس هم نخواهد زد که او یک فرمانده نظامی است. فرماندهی که در خارج از مرزهای جمهوری اسلامی، بسیار شناخته شده‌تر از داخل مرزهاست.



    Abolfazl sedghi
    »» comments ()
       1   2   3      >

    »» Posts Title  
    دبکا
    حمله سایبری
    سروش
    رادار خاموش
    عقب نشینی
    استانبول
    سلمان رشدی
    کتاب لاتین
    آزادی بیان
    سلیمانی
    امنیت
    امام خامنه ای
    آیت الله قرهی
    پیمایشی
    جین شارپ
    [همه عناوین(250)][عناوین آرشیوشده]
    *
    قرآن آنلاین

    http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG